چهار شنبه، 13 آذر 1387  

یکسال گذشت و فکر کنم خم اون کوچه را گذشتیم

خب. خب. خب. خب. زمان به تندی می‌گذرد و ما را پشت سر می‌گذارد. گذر زمان را می‌بینیم و نسیم عبور آن را روی گونه‌ها، لاله‌گوش‌، و موهایمان احساس می‌کنیم و هراس از رسیدن به خط پایان دل‌مان را می‌لرزاند. تنها کار مثبتی که می‌توانیم انجام دهیم این‌است که به نوعی کنار بیاییم. این کنار آمدن می‌تواند مثل لذّت بردن از همین چیزهای کوچک دم‌دست و روزمرّه و یکنواختی باشد که احاطه‌مان کرده‌اند و یا هزار و یک جور کار دیگر. مثال؟ عرض می‌کنم. مي‌توان سوار سفینه‌ای شد و با سرعت تقریبی ده‌هزار کیلومتر در ثانیه از کره زمین فرار کرد و سی‌و‌یک‌هزار میلیون کیلومتر دور شد و همان‌جا ماند. یا 15 هزار میلیون کیلومتر دور شوی و ناگهان دلت تنگ شود و برگردی. یا این‌که هر 3 دقیقه بتوانی یک سنگ یک کیلویی را ببری و بندازی ده متر آن‌طرف‌تر، و برگردی و یک سنگ دیگر را برداری و بدون وقفه پشت سرهم تکرار کنی و سر یک سال ببینی که تقریبن 175 تن سنگ را جابجا کرده‌ای. (درست است. شما رباتی با یک باطری اتمی نیستید و تنها مي‌توانید طبق قوانین کار رایج بر روی زمین هفته‌ای شش روز با حداکثر هفت ساعت کار روزانه انجام دهید که شش‌هفتم آن صرف استراحت، وبگردی،‌ دیدزدن همکار‌های خانم و یا اگر بخواهیم این جوری نگاه کنیم همکارهای آقا، ‌مطالعه روزنامه، ‌سربه‌سر گذاشتن با دیگران، ‌سروکلّه‌زدن با رییس کلّه‌شق‌تان و ...می‌شود و در این صورت فکر کنم اخر سال بتوانید تنها ده‌دوازده کیلو سنگ را جابجا کنید). و یا می‌توانید یک وبلاگ بزنید و در همین مدّت 36 مطلب در مورد 34 ترانه موردعلاقه‌تان و دو ترانه درخواستی بنویسید،‌ متن شعرشان را ترجمه کنید، به دنبال عکس‌های موردنیاز اینترنت را زیرورو کنید، مطالب آماده‌شده را در فرانت‌پیچ مرتب کنید، ترانه را به فایل فلش تبدیل کنید، ‌وارد ستون کاغذی شوید و با سرعت ذغال سنگی خط اینترنت شهرستان‌تان حدود سه ساعت را صرف آپلود کردن فایل‌های موردنیاز به سایت کنید و به طور خلاصه بگویم که وبلاگ paranoid android را هفته ای یکبار به روز کنید و به نوعی رستگار شوید. بعد وقتی خورشید یک دور کامل به دور زمین گشت می‌توانید خلاصه‌ای از منتخب‌های این 36 ترانه را انتخاب کنید و میکس کنید و کمی شیطنت کنید و بگذارید سر در ستون‌کاغذی. بله؟ اشتباه شده؟ چی اشتباه شده؟ ترانه میکس شده مشکل دارد؟ سفر یکساله خورشید به دور زمین؟ یه جای این ترانه مي‌لنگد؟ من که سر درنیاوردم و منظورتان را متوجه نشدم. خودتان اشتباه را پیدا کنید و برایم بنویسید و شاید برای جواب‌های درست جایزه‌ای هم در نظر گرفتیم.

لينک مطلب نظرات
  یکشنبه، 3 آذر 1387  

نوار ویدیویی


ترانه videotape در قالب آلبوم In Rainbows (هفتمین آلبوم استودیویی Radiohead) در 10 اکتبر 2007، تقریبا یکسال پیش، منتشر شد. Radiohead بعد از اتمام قراردادشان با کمپانی EMI این آلبوم را در سایت خودشان برای دانلود قرار دادند. علاقمندان می‌توانستند به هر قیمتی که دوست دارند، حتّی رایگان، آن را بخرند. در روز اوّل قراردادن آلبوم در سایت 2/1 میلیون نسخه از آن دانلود شد. با وجود این‌که آلبوم را به صورت تقریباً رایگان عرضه کرده‌بودند ولی به همّت علاقمندان بی‌شمارشان فروش کلّی این آلبوم خوب بود. کمی بعد در دسامبر همان سال بسته‌ای مشتمل بر سی دی آلبوم به همراه عکس هایی از مراحل ضبط ترانه‌ها در استودیو به همراه کتابی که شامل طرح‌های اجرا شده توسط اعضای گروه بود؛ منتشر شد. این آلبوم یکی از موفق‌ترین آلبوم‌های گروه بعد از آلبوم Kid A بوده  که در اکثر کشورهای جهان رتبه اوّل پرفروش‌ترین‌های موسیقی را کسب کرد.
داستان شخصی که قبل از مرگ(‌خیلی وسوسه مي شوم که بگویم خودکشی) با ضبط کردن آخرین حرف‌هایش بر روی نوارویدیویی قصد خداحافظی دارد.

نوارویدیویی
وقتی به پشت دروازه‌های بهشت رسیدم،
بر روی کاست ویدیویی‌ام ثبت خواهد‌شد. کاست ویدیویی‌ام.
شیطان در اعماق است
و سعی دارد روحم را برباید.
یادگاری است برای روزهای خوب،
و من همه‌اش را همین‌جا دارم.
سرخ، آبی، سبز
سرخ، آبی، سبز
تو محور من هستی،
وقتی که غیر قابل کنترل بر روی کاست ویدیویی
چرخ‌زنان دور می‌شوم.
روی کاست ویدیویی
روی کاست ویدیویی
روی کاست ویدیویی
این‌طور خداحافظی می‌کنم.
چرا که نمی‌توانم رودرو انجام‌اش دهم.
قبل از آن با تو سخن می‌گویم
با وجود هر آن‌چه رخ خواهد داد،
نباید بترسی.
چرا که می‌دانم امروز کامل‌ترین روزی است،که تا به حال دیده‌ام.

Videotape
When I'm at the pearly gates
this will be on my videotape, my videotape
Mephistopheles is just beneath
and he's reaching up to grab me
This is one for the good days
and I have it all here
in red, blue, green
Red, blue, green
You are my center
when I spin away
Out of control on videotape
on videotape
on videotape
on videotape
This is my way of saying goodbye
because I can't do it face to face
I'm talking to you before
No matter what happens now
you shouldn't be afraid
because I know today has been the most perfect day I've ever seen.

لينک مطلب نظرات
  جمعه، 24 آبان 1387  

انجی

کمی درباره گروه:
گروه The Rolling Stones در سال 1962 توسط Brian Jones و Ian Stewar پیانیست و Mick Jagger خواننده و Keith Richards نوازنده گیتار تشکیل شد. گفتنی‌ها در مورد این گروه بسیار زیاد و خارج  از حوصله این صفحه می‌باشند. فقط این را باید بگویم که در عرض این 46 سال بیش از 22 آلبوم استودیویی منتشر کرده اند و 220 میلیون نسخه از کارهایشان بطور قانونی در کل دنیا به فروش رفته‌است. در سال 1989 نام آنها وارد تالار افتخارات راک اندرول شد و در سال 2004 از طرف مجلّه Rolling Stone رتبه چهارم را در لیست 100 هنرمند برتر همه دوران‌ها کسب کردند. لامصّبها (بزنم به تخته) بعد از 46 سال هنوز هم مثل جوان‌های بیست و خورده‌ای سال کنسرت دور دنیا برگزار می‌کنند وکیف می‌کنند و طعنه می‌زنند به دنیا و پیری و کهنسالی.

کمی درباره ترانه:
ترانه "Angie" به همراه آلبوم Goats Head Soup در سال 1973 منتشر شد. این ترانه که در نوامبر و دسامبر 1972 ضبط شد توسط Keith Richards نوشته شده‌است. ابهاماتی که در مورد این ترانه وجود دارند هیچ‌وقت آشکار نشدند. به روایتی این ترانه را خود میک‌جگر در مورد روابطی که با همسر دیوید‌بووی به نام Angela داشت نوشته است. موضوعی که توسط میک جگر رد شد. کیث ریچارد گفته که تقریبن یک سال قبل از اینکه کار روی آلبوم رو شروع کنند روی نام و ملودی ترانه کار می‌کرده‌است. همزمان با تولّد دخترش به نام Angela، ‌او نام ترانه را Angie انتخاب کرده بود. ترانه بسیار محبوب است و تقریبن از سال 1981 در همه تورهای رولینگ‌استونز اجرا شده‌است. این ترانه توسط خوانندگان زیادی دوباره‌خوانی شده‌ا‌ست که معروف‌ترین آنها عبارتند از Stereophonics و Tori Amos.

ترجمه دست و پا و سر و بینی و فک شکسته و گلو جویده از ترانه:

انجی
انجی ، انجی، کی این ابرها کنار می‌رند؟
بدون عشقی در قلبمون و بدون پولی در جیبمون
انجی، انجی تا کجا می‌تونیم بریم؟
نمی‌تونی بگی که خوشنود بودیم
امّا انجی، انجی نمی‌تونی بگی که تلاشی نکردیم
انجی، تو زیبایی، امّا وقتش نرسیده که خداحافظی کنیم؟
انجی،‌ هنوز دوستت دارم،‌ یادت می‌آد‌ شب‌هایی رو که با هم گریه کرده‌ا‌یم؟
همه رویاهایی که ما رو نزدیک هم نگه‌می‌داشتن، دود شد و رفت هوا
بزار تو گوش‌ت زمزمه کنم
انجی، انجی تا کجا می‌تونیم بریم؟

انجی، اشک نزیر، همه بوسه‌هات هنوز شیرین‌اند.
از اون غم تو چشم‌هات متنفرم.
امّا وقتش نرسیده که خداحافظی نکنیم؟
بدون عشقی در قلبمون و بدون پولی در جیبمون
نمی‌تونی بگی که خوشنود بودیم.
امّا انجی، هنوز دوستت دارم،‌ دلبندم.
به هر طرف که نگاه می‌کنم چشم‌هات رو می‌بینم.
هیچ زنی نمی‌تونه جای تو رو بگیره.
بجنب عزیزم، چشم‌هات رو خشک کن.
انجی، زنده‌بودن خوب نیست؟
انجی، انجی، اون‌ها نمی‌تونن بگن که ما تلاشی نکردیم.
Angie
Angie, Angie, when will those clouds all disappear?
Angie, Angie, where will it lead us from here?
With no loving in our souls and no money in our coats
You can't say we're satisfied
But Angie, Angie, you can't say we never tried
Angie, you're beautiful, but ain't it time we said good-bye?
Angie, I still love you, remember all those nights we cried?
All the dreams we held so close seemed to all go up in smoke
Let me whisper in your ear:
Angie, Angie, where will it lead us from here?

Oh, Angie, don't you weep, all your kisses still taste sweet
I hate that sadness in your eyes
But Angie, Angie, ain't it time we said good-bye?
With no loving in our souls and no money in our coats
You can't say we're satisfied
But Angie, I still love you, baby
Ev'rywhere I look I see your eyes
There ain't a woman that comes close to you
Come on Baby, dry your eyes
But Angie, Angie, ain't it good to be alive?
Angie, Angie, they can't say we never tried

آهنگ رو می‌تونید از اینجا دانلود کنید

پی نوشت
نوریه عزیز. از لطف شما متشکرم. اگر خدا بخواد و نشستی از طرف ستون برگزار بشه می‌تونم اونجا(اگر تشریف بیارید) سی‌دی‌و ازتون بگیرم. بازهم متشکرم.

لينک مطلب نظرات
  یکشنبه، 19 آبان 1387  

فراموش کن بقیه را

کمی درباره LinkinPark:
LinkinPark گروه راک امریکایی است که در سال 1996 تشکیل شد. اعضای گروه عبارتند از Chester Bennington، Rob Bourdon ، Brad Delson ، Dave"Phoenix" Farrell ، Joe Hahn ، MikeShinoda .   بیش از 50 میلیون نسخه از آلبوم‌های آنها در دنیا فروخته‌شده و دو جایزه گرمی دریافت کردند. با آلبوم Hybrid Theory وارد جریان اصلی موسیقی شدند. آلبوم بعدی انها به نام Meteora باعث روند رو به رشد موفقیت‌هایگروه شد و در بالای لیست دویست آلبوم پرفروش سال 2003 قرار گرفت.

کمی درباره ترانه:
LeaveOut All the Rest " ، "فراموش کن بقیه را" و یا "از قلم بیانداز باقی را" سومین ترانه از سومین آلبوم استودیوی گروه راک آمریکایی Linkin Park به نام Minutes to Midnight می‌باشد. اعضای گروه هم‌زمان با نوشتن شعر ترانه نام‌هایی دیگری از قبیل   (هراس) و "When My Time Comes" (وقتی که زمانم به سر رسد) در نظر داشتند که در انتها بر روی   نام فعلی ترانه   توافق کردند. ترانه شامل اعترافاتی است که خواننده   احتمالن برای یک دوست و یا محبوب برای رسیدن به رستگاری انجام می‌دهد.   شعر از شخصی می‌گوید که در گذشته انتخاب‌های ناچیزی داشته و اشتباهاتی کرده و به خاطر آنهاست که از مجازات می‌ترسد. هم‌چنین اشاره‌ای دارد به اختلاف‌های میان دو شخص که قاعدتن نباید مهم باشند. خواننده دوست دارد که بعد از مرگش و یا ترک کردن خانه به عنوان انسانی خوب در یادها بماند. 

ترجمه دست و پا و سر شکسته از ترانه:

خواب دیدم که گم شده‌بودم و خیلی ترسیده بودی.
امّا کسی گوش خواهدداد، چون برای دیگری اهمیّت ندارد.
بعد از خوابم، با این ترس بیدار شدم .
از کرده‌هایم در اینجا، چه چیزی به یادگار خواهد‌ماند؟

پس اگر از من بپرسی،‌ می‌خوام که بدانی

وقتی زمان من به سر رسید، فراموش کن اشتباهانم را
کمکم کن تا دلایلی به یادگار بگذارم که تو را دل‌تنگم کنند.
رنجشی نداشته‌باش از من،‌ وقتی که احساس تهی بودن می‌کنی.
مرا به یاد داشته باش،‌ فراموش کن بقیّه را.

از قلم بیانداز بقیّه را،‌ هراسی نداشته‌باش.
ضرب‌آهنگم را گرفته‌ام، ساخته‌هایم را به اشتراک گذاشته‌ام‌
در ظاهر قوی هستم، نه در باطن.
به غیر از زمانی که تو را دارم، هیچ گاه کامل نبوده‌ام،

پس اگر از من بپرسی،‌ می‌خوام که بدانی

وقتی زمان من به سر رسید، فراموش کن اشتباهانم را
کمکم کن تا دلایلی به یادگار بگذارم که تو را دل‌تنگم کنند.
رنجشی نداشته‌باش از من،‌ وقتی که احساس تهی بودن می‌کنی.
مرا به یاد داشته باش،‌ فراموش کن بقیّه را.
فراموش کن بقیّه را.

از یاد می‌برم همه رنج درون‌ات را که به خوبی آموخته‌ای پنهان کنی
وانمود می‌کنم که دیگری می‌تواند بیاید و مرا نجات دهد از خودم
نمی‌توانم کسی که تو هستی باشم.

وقتی زمان من به سر رسید، فراموش کن اشتباهانم را
کمکم کن تا دلایلی به یادگار بگذارم که تو را دل‌تنگم کنند.
رنجشی نداشته‌باش از من،‌ وقتی که احساس تهی بودن می‌کنی.
مرا به یاد داشته باش،‌ فراموش کن بقیّه را.
فراموش کن بقیّه را.

از یاد ببر همه رنج درون‌ات را که به خوبی آموخته‌ای پنهان کنی
وانمود کن که دیگری می‌تواند بیاید و مرا نجات دهد از خودم
نمی‌توانم همانند تو باشم.

نمی‌توانم کسی که تو هستی باشم.

I dreamed I was missing, you were so scared
But no one would listen, 'cause no one else cared
after my dreaming, I woke with this fear
what am I leaving when I'm done here?

So if you're asking me, I want you to know

When my time comes, forget the wrong that I've done
Help me leave behind some reasons to be missed
Don't resent me, and when you're feeling empty
Keep me in your memory, leave out all the rest

Leave out all the rest, don't be afraid
I've taken my beating, I've shared what I made
I'm strong on the surface, not all the way through
I've never been perfect, but neither have you

So if you're asking me, I want you to know

When my time comes, forget the wrong that I've done
Help me leave behind some reasons to be missed
Don't resent me, and when you're feeling empty
Keep me in your memory, leave out all the rest
Leave out all the rest

Forgetting all the hurt inside you've learned to hide so well
Pretending someone else can come and save me from myself

I can't be who you are

When my time comes, forget the wrong that I've done
Help me leave behind some reasons to be missed
Don't resent me, and when you're feeling empty
Keep me in your memory, leave out all the rest
Leave out all the rest

Forgetting all the hurt inside you've learned to hide so well
Pretending someone else can come and save me from myself
I can't be who you are

I can't be who you are

لينک مطلب نظرات
  چهار شنبه، 10 مهر 1387  

کسی خونه نیست

خب. این هفته هم باز با پینک‌فلوید هستیم. پینک‌فلوید این روزها دوباره تمام روح و ذهنم را تسخیر کرده‌است. توقع نداشته باشید در این حال و هوا بتوانم به آهنگ دیگری برای اینجا فکر کنم. لذّت گوش دادن به ترانه‌های پینک‌فلوید در این حال و هوا و این سنّ وسال که از سال‌های سخت و پرآشوب گذر از نوجوانی به جوانی دور شده‌ام مزه و طعم دیگری برایم به ارمغان آورده که تازه‌گی غریبی دارد.


ترم اول دانشگاه بودم. هم‌زمان با درس خواندن در یک شركت تولید‌كننده بوش و قطعات پودری كار می‌كردم. موقع ظهر، وقت نهار، زمانی كه صدای گوش‌خراش ماشین‌آلات برای مدّتی خفه می‌شد؛ صدای آهنگی از دفتر شرکت به گوش‌مان می‌رسید که مهندس در حال گوش‌دادنش بود و هراز چندگاهی با خواننده همراهی می‌کرد. نمی‌دانستم اسم آهنگ چیست. هر روز می‌توانستم فقط به قسمتی از آن گوش دهم. می‌دانستم این آهنگ‌هایی که هر روز قطره‌ای از آن‌ها به گوش‌مان می‌رسید متعلق به یک آلبوم هستند. حسن که دفتر مهندس را تمیز می‌کرد بهم گفته‌بود که در ضبط‌صوت مهندس فقط یک نوار مشکی هست. عاشق آهنگ شده‌بودم. ازش سر در می‌آوردم؟ نه. دروغ چرا؟ حتی نمی‌دانستم زبان آهنگ انگلیسی‌ست یا آلمانی! فقط دوست داشتم بتوانم به دست بیارم و به آن گوش دهم. نمی‌دانم چرا. فقط دوستش داشتم. از اخلاق سگی مهندس می‌ترسیدم و نمی‌توانستم ازش خواهش کنم تا آن را به من امانت دهد. ولی یه بار دل به دریا زدم و از سرکارگرمان خواهش کردم که از مهندس نوار را برایم بگیرد. ولی نامرد نداد. روزی كه می‌خواستم از شركت تصفیه كنم و بروم از مهندس اسم آهنگ را پرسیدم. در این یك مورد نامردی نكرد. اسم‌اش رو گفت. آلبوم دیوار از گروه پینك فلوید. باورم نمی‌شد. همان پینک‌فلوید "نیمه تاریک ماه”؟ همان پینک‌فلوید خودم؟ شوق و ذوقم بیشتر شد. نمی‌خواهم بگویم که با چه بدبختی یک كپی درب و داغان ازش پیدا كردم که به قول سبیل در فیلم ایرما خوشگله "آن خودش داستان دیگه‌ای‌ست". یه كپی هم از نادر گرفتم. "دکتر نادر فلون" را که یادتان هست؟ كپی كه از نادر گرفتم كیفیت بهتری داشت و روی نوار کروم گلداستار ضبط شده بود. (یاد نوارهای کروم و متال مکسل و گلدستار به خیر) . منتها از آن‌جایی كه زمان كل آلبوم یه چیزی حدود هشتاد و یک دقیقه و نه ثانیه‌ست، كسی كه نوار را ضبط كرده‌بود بعد از این كه دوطرف نوار رو پركرده‌بود روی اول نوار را هم به مدت چند دقیقه پر كرده‌بود! آخرین آهنگ آلبوم را هم زحمت کشیده‌ و ضبط نكرده‌بود! منظورم آهنگ Outside the Wall است. وسط‌ها هم هر جا که عشق‌اش كشیده‌بود فرآیند ضبط‌کردن را متوقف کرده‌ و shit زده‌بود به هیکل آلبوم و خلاصه یک گلچین جمع و جور شلخته و ناقص از آلبوم برای خودش در آورده بود! (بعدها فهمیدم حتی آهنگ اول از آلبوم Hitch Hiking را كه راجر واترز با كمك اریك كلاپتون ساخته بود بین دو آهنگ “Goodbye Blue Sky" و "Empty Spaces " ضبط كرده بود! تصمیم گرفتم دو نوار را روی هم مونتاژ كنم و یه كپی كامل از آلبوم در بیاورم. كار سختی بود. در واقع مرجعی برای این‌که بدانم آلبوم با کدام آهنگ آغاز و با کدام آهنگ به اتمام می‌رسد نداشتم. آن زمان هم به اینترنت دسترسی نداشتم. (سال 73 اینترنتم کجا بود؟) كسی را هم سراغ نداشتم که این کاره باشد و کمکم کند. خودم به تنهایی دست به کار شدم. چند بار به دو کاست گوش دادم. پیش خودم فکر کردم به احتمال زیاد آهنگ اول همان آهنگ Comfortably Numb باید باشد كه با Hello آغاز می‌شود!!! شروع كردم. یک تكه بی‌كیفیت از این کاست، یه تكه با كیفیت از کاست دیگر و همین‌طور رفتم جلو. مشكل یكی دوتا نبود. هر دونوار هم دو تا از آهنگ‌ها را به صورت ناقص داشتند. آهنگ Hey You و آهنگ آخر آلبوم "Outside the Wall". با مصیبت‌های زیادی یک کاست از دل آن دو کشیدم بیرون و آلبوم را تكمیل كردم .یک معجون عجیب و غریب به همان غرابت و پیچیدگی خود آلبوم اصلی. یک آهنگ با خش‌خش و ریتم تند و صدای زیر و یک آهنگ با كیفیت قابل قبول. ولی لذّت عمیقی می‌بردم از گوش دادن به آن. آلبومی كه ساخته‌بودم منحصربفرد بود و فقط برای خودم بود. هیچ‌كس در دنیا چنین آلبومی نداشت. حتّی خود راجرواترز هم نداشت! اگر بگویم که هر دو سه روز یک‌بار هر شب بطور كامل به آن گوش می‌دادم، دروغ نگفتم. یكی دو سالی با آن حال كردم. یک‌ روز با تقی میرترابی كه دانشجوی مركز تحصیلات تكمیلی گاوازنگ بود رفتیم سایت مركز و از اینترنت متن كامل شعرها‌ی آلبوم را پیدا کردیم. كمی بعد شهاب mp3 همه آلبوم‌های پینك‌فلوید را برایم هدیه آورد. دیگر از خدا چه می‌توانستم بخواهم؟ آن زمان بود كه ترتیب كامل آهنگ‌ها و معنی شعرها و حتّی اسم كامل آلبوم را فهمیدم .آجر دیگری در دیوار. ولی هنوز لذت گوش دادن به نوار خودم باقی مانده‌بود. هنوز هم ساعتی را كه برای اولین بار و بطور كامل و درست آلبوم را به تنهایی در سایت كامپیوتر دانشگاه گوش دادم فراموش نكرده‌ام. حالی كردم اساسی. برایم زیاد گران تمام نشد. فقط یه جلسه كلاس كوانتوم 1 كهندل را از دست دادم. (یک جلسه دیگر را به علّت این‌که سر تماشای کلیپ November rain گروه guns-n-roses از شبکه Mtv آسیا؛ از سرویس دانشگاه جا ماندم، از دست دادم و این عوامل دست به دست هم دادند و به همراه کمی مخلفات دیگر باعث افتادن از درس کوانتم یک شدند). بعد از آن هزار بار دیگر آلبوم كامل را گوش دادم. ولی اگه بگویم هنوز هم به من لذت گوش دادن به کاست خودم را نمی‌دهد دروغ نگفته‌ام. شوربختانه آن کاست را هم گم كردم. تقریبا همان زمانی كه مجموعه كامل آلبوم‌های پینگ فلوید را هدیه گرفتم. مثل اینكه طاقت تحمل یک هوو را کنار خود نداشت و خودش خودش را گم و گور کرد. نمی‌دانم آن کاست چه جذابیتی داشت كه این‌قدر من را مسحور خودش كرده‌بود. شاید جذابیّت آن ناشی از حسرت و زحمتی بود که به پایش ریخته‌بودم. حسرتی که در فضای بسته آن سال‌ها، فضایی که به دور از روزنه اینترنت قادر به تماشای بیرون نبودیم با ما رشد کرده و جزئی از وجود ما شده بود.

دفتر سیاه‌رنگی دارم که شعرهایم در آن است
ساکی دارم که مسواک و شانه ام در آن است
وقتی سگ خوبی باشم برایم استخوانی پرت می‌کنند
کش هایی دارم که کفش‌هایم را محکم نگه‌می‌دارد
یک بلوز آستین پٌفی دارم
سیزده کانال تلویزیونی کثافت دارم که آنها را نگاه می‌کنم
چراغ برق دارم و چشم باطن
و می‌دانم که وقتی به تو زنگ می‌زنم هیچکس خانه نیست
بی انکه بخواهم تیپ موی هندریکسی دارم
و سوختگی‌های ریز اجتناب ناپذیر
بر سر تا پای پیراهن اطلس دوست‌داشتنی‌ام
روی انگشت‌هایم لکه‌های نیکوتین دارم
و یک قاشق نقره‌ای بسته به زنجیر
و یک پیانوی بزرگ که جنازه لش مرا نگه می‌دارد.
چشمانی دارم وحشی و نافذ
و میل شدیدی برای پرواز
-امّا کجا را برای پرواز دارم
آه، عزیزم! وقتی به تو زنگ می‌زنم هیچکس خانه نیست.
یک جفت پوتین "گوهیل" دارم
وریشه هایی که در حال پوسیدن است.

I've got a little black book with my poems in.
Got a bag with a toothbrush and a comb in.
When I'm a good dog, they sometimes throw me a bone in. I got elastic bands keepin my shoes on.
Got those swollen hand blues.
Got thirteen channels of shit on the T.V. to choose from.
I've got electric light. And I've got second sight.
And amazing powers of observation.
And that is how I know When I try to get through
On the telephone to you There'll be nobody home. I've got the obligatory Hendrix perm.
And the inevitable pinhole burns
All down the front of my favorite satin shirt.
I've got nicotine stains on my fingers.
I've got a silver spoon on a chain.
I've got a grand piano to prop up my mortal remains. I've got wild staring eyes.
And I've got a strong urge to fly.
But I got nowhere to fly to.
Ooooh, Babe when I pick up the phone
There's still nobody home. I've got a pair of Gohills boots
and I got fading roots.

ترجمه شعر برگرفته از کتاب دیوار نوشته سیدابراهیم نبوی انتشارات نی سال 1380 چاپ اول

لينک مطلب نظرات
  پنج شنبه، 4 مهر 1387  

ماه پنهان است

time1

آذر و دی 73 بود. پادگان آموزشی هادی‌شهر. آن‌ور تر از مرند و نرسیده به جلفا. روی سینه کوهی بلند. برای من که از سد کنکور رد شده بودم و قرار بود که نیم‌سال دوّم 74-73 وارد دانشگاه شوم خیلی سخت بود که در نتیجه قوانین احمقانه نیروی انتظامی تا آغاز ترم درسی بهمن‌ماه باید سه ماه به سربازی روم. سربازی برایم سدّ بلندی بود که باید حداقل سه ماه تحمّل‌اش می‌کردم و اجازه نمی‌دادم که با آن فضای خشک و خشن وآهنین خردم کند. صبح‌های خیلی زود. خیلی خیلی زود. ساعت 4 و نیم بیدارباش بود. تا دوروبر ساعت 6 باید نظافت می‌کردیم و صبحانه می‌خوردیم و به خط می‌شدیم تا برویم مراسم صبح‌گاه. آب کافی نداشتیم. بخاری نداشتیم. رادیو نداشتیم. کتاب نداشتیم. دور از تمدّن. دور از انسانیت. همه چیز فقط و فقط در جهت خرد کردن شخصیّت و انسانیّت تو بودند. تنها چیزی که برایم دم دست بود و می‌شد به آن آویخت، برنامه تقویم تاریخ بود که صبح از بلندگوی پادگان پخش می‌شد، درست وقتی که همه به خط می‌شدند تا رهسپار مراسم صبح‌گاه شویم. برنامه‌ای که تیتراژش ترانه Time پینک فلوید بود.پینک فلوید را تازه قبل از اعزام به خدمت کشف کرده‌بودم. روی یک کاست درب‌و‌داغان و بی‌کیفیت که بعدها فهمیدم آلبوم the dark side of the moonاست. تنها آلبومی که به خاطر ترانه ‌Time آن که تیتراژ برنامه تقویم‌تاریخ بود می‌شد در زنجان پیدا کرد. در آن سرمای کشنده که باید بی‌حرکت می‌ایستادم و انگشت‌های پایم درون پوتین کرخت می‌شد، ترانه را می‌شنیدم که با صدای زنگ ساعت‌ها آغاز می‌شد و می‌آمد جلو. تا وقتی که دیوید گیلمور شروع به خواندن می‌کرد برنامه شروع شده و ترانه قطع می‌شد. ولی در ذهن من گیلمور می‌خواند و می‌خواند و می‌خواند و می‌رفت جلو و من را با خود می‌برد و آن‌وقت بود که از آن فضای مرده و خاکستری خارج می‌شدم و نجات پیدا می‌کردم. همه آن سه ماه با من بود. پینک فلوید بعد از آن هم با من بود. آلبوم های دیگرش را نیز پیدا کردم. گردنه‌های زیادی را به کمک‌ش رد کردم و آمدم جلو. یکی از سخت‌ترین آنها را پاییز 78 به کمک آلبوم A Momentary Lapse of Reason رد کردم. بچّه‌های نشریه شیپور که با هم به اصفهان برای جشنواره نشریات دانشجویی رفته بودیم یادشان هست. حتمن یادشان هست که کلافه کرده‌بودمشان با هدفون‌هایی که همه شب و روز در گوش‌هایم بودند و مرا جدا کرده‌بودند از دنیایی که نمی توانستم درکش کنم. پینک فلوید مدتی نبود. جایش را مارک‌نافلر گرفته بود و فرهاد و این اواخر radiohead. با مرگ ریچاردرایت دوباره برگشت. هنوز برایم تازه و به یادماندنی. هنوز اسرارآمیز و قوی. هنوز هم آن قدر مطمئن هست که بشود با تکیه بر آن سرپا ایستاد. وقتی به ترانه‌‌های پینک فلوید گوش می‌کنم دنیا از آن من است و هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند بر من غلبه کند.

زمان را با بی‌ملاحظگی و بیهودگی هدر می‌دهی
روی قطعه‌ای از زمین شهر زادگاهت بدون هدف سرگردانی،
منتظر کسی و یا چیزی تا راه را نشانت دهد.
خسته از لم‌دادن زیر آفتاب، ‌در خانه مانده‌ای تا باران را تماشا کنی.
جوان هستی و عمرت دراز،‌ و امروز هم زمان زیادی داری تا تلف کنی.
و روزی خودت را درحالی می‌یابی که ده سال را پشت سر گذاشته‌ای.
کسی نگفت چه وقت بدوی، صدای تیر شروع مسابقه را نشنیده‌ای.
می‌دوی و می‌دوی تا به خورشید برسی،
ولی خورشید در حال غروب است،
و می‌چرخد تا دوباره به پشت سرت بیاید.
خورشید همان خورشید است، ولی تو پیرتر شده‌ای.
نفس‌ات تنگ‌تر و هر روزی که می‌گذرد به مرگ نزدیک‌تر می‌شوی.
هر سال کوتاه‌تر می‌شود و به نظر نمی‌رسد زمان را بیابی.
تدبیرهایی که بی‌حاصل‌اند و نیم‌صفحه‌هایی که بدخط‌‌ نوشته‌شده‌اند،
پافشاری بر یأسی خاموش راه‌ و روش انگلیسی‌ست.
زمان گذشت، ترانه به آخر رسید،
هر چند گویی حرف‌هایی بیشتر برای زدن داشتم.
خانه، بازهم خانه
دوست دارم هر وقت که می‌خواهم اینجا باشم.
و وقتی که خسته و یخ‌زده به خانه باز می‌گردم،
گرم‌کردن استخوان‌هایم کنار آتش لذّت‌بخش است.
آن دورها، آن‌سوی کشتزارها
نوای ناقوس آهنین
فرامی‌خواند مؤمنین را به کرنش
تا گوش فرادهند به نجوای آرام اوراد جادویی.*
Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an off hand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way
Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun
And you run and you run to catch up with the sun,
but its sinking
And racing around to come up behind you again
The sun is the same in the relative way, but you're older
Shorter of breath and one day closer to death
Every year is getting shorter, never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone, the song is over,
thought Id something more to say
Home, home again
I like to be here when I can
and when I come home cold and tired
its good to warm my bones beside the fire
Far away across the field
the tolling of the iron bell
Calls the faithful to their knees
to hear the softly spoken magic spells.

لينک مطلب نظرات
  جمعه، 29 شهریور 1387  

تازه‌وارد

خب. هفته گذشته اتفاقاتی در دنیای موسیقی افتاد که مهمترین اونها درگذشت ریچاردرایت، کیبوردنواز گروه پینک‌فلوید و انتشار آلبوم جدید گروه متالیکا با نام Death Magneticبود. اگر بخواهیم طبق روال معمول رفتار کنیم این هفته باید آهنگی رو از گروه پینک‌فلوید که ریچاردرایت در اون نقش به سزایی داشته می‌گذاشتیم اینجا. منتها قرار نیست طبق روال معمول رفتار کنیم! به هرحال تا چند هفته بعد یه اهنگ از پینک فلوید می‌گذارم اینجا. همین طور یه آهنگ از آلبوم جدید متالیکا که به نظر من بازگشتی به حال و هوای آلبوم های اولیه اونهاست و چندروزیه که من رو در گیر خودشون کردند.

Yael naim خواننده فرانسه‌ای یهودی تبار در تاریخ 6 فوریه 1978 از والدین فرانسوی-تونسی خود به دنیا آمد. در چهارسالگی با خانواده خود به اسراییل مهاجرت کردند. در سال 2001 اولین آلبوم‌ش به نام In a Man's Womb که در لس‌آنجلس ضبط شده‌بود به بازار آمد.  در ژانویه 2008 استیو جابز با انتخاب ترانه New Soul و استفاده از آن در تبلیغات لپ‌تاپ جدید شرکت خود، اپل، به نام MacBook Air باعث شهرت  Yael naim و بالا رفتن فروش آن ترانه‌شد. به طوری که این ترانه به رتبه 9 بیلبورد صدتایی‌های پرفروش روز جهید.
در این ترانه Yael naim به عنوان روحی که تازه وارد دنیا شده‌است، قصد تمرین تفاهم داشتن با دیگران را دارد. اگرچه به حال درمی‌یابد که مسایل کمی سخت‌تر از آنی‌ست که به نظر می‌آیند.

I'm a new soul
I came to this strange world
Hoping I could learn a bit but how to give and take
But since I came here,
felt the joy and the fear
Finding myself making every possible mistake
La, la, la, la (21x)
La, la, la, la (21x)
See I'm a young soul in this very strange world
Hoping I could learn a bit but what is true and fake
But why all this hate? try to communicate
Finding trust and love is not always easy to make
La, la, la, la (21x)
La, la, la, la (21x)
This is a happy end
Cause you don't understand
Everything you have done
Why's everything so wrong
This is a happy end
Come and give me your hand
I'll take you far away
I'm a new soul
I came to this strange world
Hoping I could learn a bit but how to give and take
But since I came here, felt the joy and the fear
Finding myself making every possible mistake
New soul... (la, la, la, la,...)
In this very strange world...
Every possible mistake
Possible mistake
Every possible mistake
Mistakes, mistakes, mistakes...

لينک مطلب نظرات
  پنج شنبه، 14 شهریور 1387  

آلترناتیو اندرویید پارانویید‌زده
خب. این هفته شما باید به جای من بنویسید. برام بنویسید که این آقاهه کیه که داره می‌خونه؟ چی می‌خونه؟ شعرش مال کیه؟ خداییش خودم هم نمی‌دونم کیه که داره می‌خونه. یه حدس‌هایی می‌زنم ولی... . در طول هفته نظرهایی رو که در مورد این آهنگ می‌نویسید می‌گذارم تو وبلاگ. شاید شما هم یه کم اکتیو شدید! اگر هم که کسی چیزی ننوشت، خب در نتیجه اینجا خالی می‌مونه.خب. این از اولیش. منتظر دومین نفر هستیم.


مترسک:سلام این اهنگ از البوم (ری را) اقای سهیل نفیسیه اگر اشتباه نکنم اسمشم عاشقانه و سروده استاد شاملو...

لينک مطلب نظرات
  جمعه، 8 شهریور 1387  

در رویایت بمان

درباره گروه:
در سال1969، استیون تایلر (Steven Tyler)که تجربه‌های ناموفقی در خوانندگی و طبل‌زنی در چند گروه مختلف داشت، ‌ملاقاتی کرد با  جو پری (Joe Perry) که در آن زمان به صورت نیمه‌وقت در رستوران‌ها ظرف‌شویی می‌کرد و در یک گروه موسیقی به نام the Jam Band به همراه تام همیلتون (Tom Hamilton) گیتار می‌زد. این ملاقات پایه‌ای شد برای شکل‌گیری گروهی به نام Aerosmith. بعد از شکل‌گیری گروه اوّلیه و اضافه شدن چند نفر دیگر،‌ در چند کنسرت محلّی موفقیّت‌هایی کسب کردند و توانستند نظر رییس کمپانی کلمبیا را در مورد امضای یک قرارداد جلب کنند. اولین آلبوم آنها با نام Aerosmith در ژانویه 1973 منتشر شد و از آن زمان تا کنون در حدود 14 آلبوم استودیویی منتشر کرده‌ و تا سال 2001 نیز 21 تور داشته‌اند. سبک آنها بلوز بر پایه هاردراک به همراه پاپ، هوی‌متال و اندکی RnB و مخلّفات دیگر! می‌باشد. آهنگ‌هایشان جزو پرفروش‌ترین آهنگ‌های هاردراک در امریکا بوده و تا کنون بیش از 150 میلیون نسخه از آلبوم‌هایشان در تمام دنیا به صورت قانونی به فروش رسیده‌است. جوایز بسیاری از قبیل 4 جایزه گرمی، 10 جایزه از جوایز ویدیوموزیک MTV ، و ... کسب کرده‌اند.در سال 2001 وارد تالار افتخارات راک اندرول شدند و در سال 2005 رتبه 57 را در لیست 100 هنرمند گیتارنواز تمام دوران‌ها که توسط مجلّه رولینگ‌استون تهیّه شده است، کسب کردند.


درباره آهنگ:
"Dream On" اولین تک‌آهنگ گروه Aerosmith از اولین آلبوم آنها است که در سال 1973 منتشرشد.  این تصنیف قدرتمند متأثر از  بلوز که توسط خواننده اصلی گروه  Steven Tyler نوشته‌شده تبدیل به یکی از معروف‌ترین ترانه های گروه Aerosmith شد.  رتبه  59 جدول پرفروش‌ترین‌ها را در سال 1973 کسب کرد و در سال 1976 وقتی برای دومین بار به صورت تک‌آهنگ پخش شد؛ شماره 2 جدول  10 ترانه پرفروش گردید. رتبه 172 در لیست پانصد آهنگ برتر تمام دوران‌های مجلّه رولینگ استون  متعلق به این آهنگ است.
•    این آهنگ توسط خواننده‌های زیادی دوباره‌خوانی و یا مورد الهام قرارگرفته است که معروف‌ترین آنها خواننده معروف رپ Eminem است که ترانه Sing for the Moment خود را با الهام گرفتن از این آهنگ و با هم‌خوانی استیون تایلر و نوازندگی گیتارسولوی جوپری اجرا کرد.
•    از این آهنگ در تبلیغات Buick و با شعار Dream on استفاده شده‌است.
•    کانال ESPN از این آهنگ به عنوان تم یکی از  برنامه‌های خود با نام تصاویر قرن که اختصاص به لحظه‌های به یادماندنی تاریخ ورزش قرن بیستم داشت، استفاده‌کرد.
•    ترانه عنوان بندی آخر فیلم Last Action Hero. همین آهنگ بود.
•    از نسخه دوباره اجرا شده این آهنگ در به همراه سه آهنگ دیگر از Aerosmithدر بازی ویدیوییGuitar Hero  استفاده شده‌است.


متن ترانه: 

در رویایت بمان
هر بارکه به آینه می‌نگرم
واضح‌تر می‌شوند همه این خطوط چهره‌ام.
گذشته، گذشته است؛
گذشته‌است همانند غروب تا طلوع.
آیا این راهی نیست
که همه دِین‌شان را به زندگی بپردازند؟
آری، می‌دانم که کسی نمی‌داند،
از کجا می‌آید و به کجا می‌رود.
می‌دانم که گناه همگان است.
و تو باید ببازی تا بدانی چگونه می‌توان برنده شد.
نیمی از عمرم را در میان برگ‌های نوشته شده در کتاب‌ها،
زندگی کردم و آموختم از نادان‌‌ها و از دانایان.
مي‌دانی که حقیقت دارد،
و تو روبرو خواهی شد با نتیجه اعمال‌‌ات.
هم‌آوا شو با من، برای سال‌ها بخوان.
بخوان برای شادشدن و بخوان برای اندوهگین شدن.
با من بخوان،‌ حتّی اگر فقط امروز را داشته‌باشیم.
شاید که باری‌تعالی فردا تو را به نزد خود بخواند.
با من بخوان، برای سال‌ها بخوان.
بخوان برای شادشدن و بخوان برای اندوهگین شدن.
با من بخوان،‌ حتّی اگر فقط امروز را داشته‌باشیم.
شاید که باری‌تعالی فردا تو را به نزد خود بخواند.
در رویایت بمان، در رویایت بمان،‌ در رویایت بمان
خود را رویایی بین در شرف به حقیقت پیوستن،
در رویایت بمان،‌در رویایت بمان، در رویایت بمان.
و در این رویا بمان که رویایت برآورده خواهدشد.
در رویایت بمان.  (7بار)
Dream On
Every time that I look in the mirror
All these lines on my face getting clearer
The past is gone
It went by like dusk to dawn
Isn't that the way
Everybody's got their dues in life to pay
yeah, I know nobody knows
Where it comes and where it goes
I know it's everybody's sin
You got to lose to know how to win
half my life's in books' written pages
Live and learn from fools and from sages
You know it's true
All the things come back to you
sing with me, sing for the years
Sing for the laughter and sing for the tears
Sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow the good Lord will take you away
Sing with me, sing for the years
Sing for the laughter and sing for the tears
Sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow the good Lord will take you away
Dream on, dream on, dream on,
Dream yourself a dream come true
Dream on, dream on, dream on,
And dream until your dream comes true
Dream on [7x]
ترانه:
<


لينک مطلب نظرات
  پنج شنبه، 31 مرداد 1387  

آهای رفیق! کسی جواب رو نداره.

bob-dylan_4

خواننده:
رابرت آلن زیمرمن که بعدها نام خود را با ارادتی که به شاعر ولزی “دیلن توماس” داشت به باب دیلن تغییر داد، در 24 می1941 در ايالت مينه‌سوتا به دنيا آمد. خودش به تنهایی نوازندگی گیتار وسازدهنی را آموخت. در سال 1959 وارد دانشگاه شد و بعد از یک‌سال از آن‌جا خارج شد! و به نیویورک رفت. در کافه‌های محله گرينويچ ويلج نوازندگی و خوانندگی می‌کرد. تا این که بعد از چاپ نقد خوبی در مورد کارهایش در نیویورک تایمز، ‌ بخت و اقبال به او رو کرد و کمپانی کلمبیا با او قرارداد بست.
در سال‌های دهه شصت که اوج مبارزات و اعتراضات جوانان و گروه‌های مبارز در راه آزادی بود ترانه‌های باب دیلن که اغلب مضماینی هم‌سو با عقاید اعتراضی جوانان داشتند، تبدیل به سرود هم‌بستگی شده و بارها وبارها در تجمعات و راهپیمایی‌ها از زبان جمعیت شنیده می‌شدند.


مطالب بیشتر در مورد باب‌دیلن:

  • باب دیلن (بی‌بی‌سی)

  • زندگي و آثار باب ديلن (مجله چل‌چراغ)

  • باب دیلن در ویکی پدیا

      ترانه:
      سال 1962. باب دیلن قبل از این که چند آهنگ جدید خود را اجرا کند در سخنانی کوتاه گفت:«این آهنگ، آهنگ اعتراض و یا چیزی مثل اون نیست. چون من ترانه اعتراضی نمی‌نویسم.». بعد او آهنگی را نواخت و با آن خواند که بر خلاف عقیده خود دیلن اندکی بعد تبدیل به نماد اعتراض جنبش حقوق مدنی و یکی از معروف‌ترین آهنگ‌هایی شد که تا کنون در مورد تبعیض‌نژادی اجرا شده است. دیلن متن شعر آن را در ده دقیقه و به قدری با عجله و بدخط  نوشت  که هنگام اجرای زنده ان برای اولین بار، نتوانست خط خود را بخواند و مجبور شد که قسمت هایی از آن را حین اجرا حذف کند. بعدها او اجرای کامل آن  را در سال 1963 در آلبوم  The Freewheelin منتشر کرد. در متن شعر سوال‌های فلسفی در مورد صلح، جنگ و آزادی،‌ بدون این‌که جوابی قطعی به آنها بدهد مطرح می‌کند. نام ترانه نیز Blowin' in the Wind به این بی‌جواب بودن سؤال‌ها دلالت دارد. Blowin' in the Wind در ظاهر به معنی وزیدن در باد را می‌دهد. ولی جمله:The answer, my friend, is blowin' in the wind بیشتر به معنی این است که پاسخ همیشه جایی است که به سادگی قابل دسترس نیست.  پاسخ آن‌جاست و همیشه جواب صحیح ان‌جایی نیست که تصورش را می‌کنیم. در سال 1999 ترانه وارد تالار افتخارات جوایز گرمی شد و در سال 2004 نیست رتبه 14 لیست 500 ترانه برتر تمام دوران ها را کسب کرد.
      این آهنگ توسط صدها خواننده دیگر به زبان انگلیسی و زبان‌های دیگر بازخوانی شده است که معروف‌ترین آنها عبارتند از نیل یانگ، ماربنه دیتریش، الویس پریسلی، استیوی واندر و ... .نکته جالب این‌که اجرای خود باب دیلن هرگز وارد پرفروش‌ترین آهنگ‌های سال نشد ولی اجرای استیوی واندر از این آهنگ وارد ده آهنگ پرفروش سال 1966 گردید.
      در ضمن تا یادم نرفته باید بگویم که این اهنگ همان آهنگی است که در فیلم فارس گامپ شخصیت جنی در یک کلوب با گیتار به‌طور نی‌کد! می‌خواند. همان صحنه ای که فارست‌گامپ غیرتی می‌شود و برنامه او را به هم می‌زند.

      متن ترانه:
      Blowin' In The Wind How many roads must a man walk down
      Before you call him a man?
      Yes, 'n' how many seas must a white dove sail
      Before she sleeps in the sand?
      Yes, 'n' how many times must the cannon balls fly
      Before they're forever banned?
      The answer, my friend, is blowin' in the wind,
      The answer is blowin' in the wind. How many times must a man look up
      Before he can see the sky?
      Yes, 'n' how many ears must one man have
      Before he can hear people cry?
      Yes, 'n' how many deaths will it take till he knows
      That too many people have died?
      The answer, my friend, is blowin' in the wind,
      The answer is blowin' in the wind. How many years can a mountain exist
      Before it's washed to the sea?
      Yes, 'n' how many years can some people exist
      Before they're allowed to be free?
      Yes, 'n' how many times can a man turn his head,
      Pretending he just doesn't see?
      The answer, my friend, is blowin' in the wind,
      The answer is blowin' in the wind.

      ترجمه ترانه:

      ترجمه ترانه بر گرفته از وبلاگ کیاسلار
      چقدر دیگه مونده تا ما آدما، واقعا آدم شیم؟
      کبوتر سفید از چند دریا باید رد شه تا بالاخره یه جایی آروم بگیره؟
      تا کی باید توپ و تانک شلیک شه؟ بالاخره اینا کی جمع میشن؟
      کسی به جواب این سوالا دسترسی نداره، دوست من.
      کسی به جواب اینا دسترسی نداره.
      مگه یه کوه قبل از اینکه فرسایش پیدا کنه و از بین بره، چقدر عمر می‌کنه؟
      مگه یه آدم چقدر عمر می‌کنه؟، پس دیگه کی قراره آزاد باشه؟
      مگه یه آدم چند بار می‌تونه سرش رو برگردونه و وانمود کنه که چیزی ندیده؟
      کسی به جواب این سوالا دسترسی نداره، دوست من.
      کسی به جواب اینا دسترسی نداره.
      برای اینکه آسمون رو ببینی،
      مگه چند بار نیازه که سرت رو بالا بگیری؟
      برای اینکه بتونی صدای گریه مردم رو بشنوی،
      مگه چند تا گوش باید داشته باشی؟
      دیگه چند نفر باید بمیرن تا بفهمیم که جون آدم‌های زیادی گرفته شده؟
      کسی به جواب این سوالا دسترسی نداره، دوست من.
      کسی به جواب اینا دسترسی نداره.

    • لينک مطلب نظرات
        جمعه، 25 مرداد 1387  

      آهای دختر مصری!
      خب. ما دل‌مون تنگ شد و برگشتیم. همین!


      آهنگساز گمنام و  باستانی از مردم آسیای صغیر که برای اولین بار ترانه‌ای را به نام Misirlou سرود تا آن را  در جشنی برای برداشت محصول و یا ازدواج یکی از دوستانش اجرا کند، هیچ‌گاه نمي‌توانست تصور کند که روزی از نسخه‌ای متفاوت از ترانه‌اش در عنوان‌بندی فیلمی پرطرفدار به نام Pulp Fiction استفاده شود و به دنبال آن تبدیل به یکی از معروف‌ترین ترانه‌های یونانی در جهان گردد.
      Misirlou در زبان یونانی به نام دختر مصری است. این آهنگ از آسیای صغیر و امپراتوری عثمانی به ترکیه و ‌مصر رفته و در هر کدام از این کشورها تبدیل به آهنگ فولکلور و مردمی شده است که در جشن‌ها و مراسم مختلف مردمی اجرا می‌شود.
      قدیمی ترین نسخه ضبط‌شده‌ای که از آن اکنون موجود می‌باشد، در حوالی سال 1930 در نیویورک توسط Michalis Patrinos ،خواننده یونانی، اجرا شده است. 
      در سال 1941 Nick Roubanis، خواننده امریکایی-یونانی تبار، نسخه جاز این آهنگ را نوشته و اجرا کرد. هم‌چنین در سال 1944 تنها اجرای عربی این آهنگ توسط خواننده لبنانی Clovis el-Hajj با نام ""amal"  ساخته شد. در دهه‌های 40 و پنجاه میلادی اجراهای متفاوتی از آن که توسط خوانندگان یونانی، ارمنی و آمریکایی سروده شده‌بود، در کلوب‌های نیویورک شنیده می‌شد.
      در سال 1962 Dick Dale در نتیجه یک شرط‌بندی با یکی از شنوندگان آثارش، نسخه‌ای متفاوت از این آهنگ را توسط گیتار اجرا کرد که تبدیل به یکی از پرطرفدارترین اجراهای انجام شده از این آهنگ گردید.
      خوانندگان و گروه‌های زیادی این آهنگ را اجرا کرده‌اند که از میان آن‌ها مي‌توان از Beach Boys، Agent Orange ،‌Connie Francis، Danai ، Seymour Rexite، Rabbi Abulafia، The CardinalsKorla Pandit ،Enoch Light  و Martin Denny نام برد.
      در سال 1994 Quentin Tarantino به پیشنهاد Boyd Rice از این آهنگ برای عنوان‌بندی شاهکار خود به نام Pulp Fiction استفاده‌کرد.
      در مارس 2005  Q magazineاجرای Dale از این آهنگ را در رتبه 89 از 100ترک برتر گیتار قرار داد.
      از این آهنگ به غیر از فیلم Pulp Fictionدر موسیقی متن فیلم‌های بسیاری استفاده شده است که از معروف‌ترین آنها می‌توان به سری فیلم‌های  Taxi و فیلم Ocean's Thirteen اشاره کرد.

      منابع:
      http://www.dinosaurgardens.com/archives/297
      http://en.wikipedia.org/wiki/Misirlou

      لينک مطلب نظرات
        جمعه، 7 تیر 1387  

      ... ادامه دارد

      خب. رسیدیم به اون لحظه‌ای که باید نمی‌رسیدیم و یا این‌که باید قبلن می رسیدیم و یا این که بالاخره باید می‌رسیدیم و حالا رسیدنش رو به جلو انداختیم. متأسفانه من دیگه نمی‌تونم این صفحه رو برای مدّتی و یا احتمالن برای همیشه به روز کنم. مدّتیه که بدجوری وقت کم مي‌آرم و دوست ندارم که این وبلاگ رو سرسری به روز کنم. از آقا مهدی هم عذر می‌خوام که همین طوری این صفحه رو ول می‌کنم و می‌رم. فقط یه خواهش دارم که اگر کسی متولی این کار شد،‌ یه وبلاگ دیگه براش به راه بندازید و اینجا همین‌طوردست‌نخورده بمونه. ارادتمند همه شما: پارانویید اندرویید
      این اهنگ چیه که گذاشتم اینجا؟ یعنی شما اهنگ عنوان بندی آخر فیلم‌ Pulp Fiction رو نمی‌شناسید؟

      لينک مطلب نظرات
        جمعه، 31 خرداد 1387  

      آن‌چه که اکنون چون فاصله‌ای گذران است...

      خب. لینک مربوط به دانلود اصل آهنگ و کاور ترانه the famous blue raincoat رو به لطف EM در لینک‌های صفحه اصلاح کردم. از ایشون تشکرمی‌کنم.

      آهنگ این هفته به نام Interlude رو از یکی از ترانه‌های هنرپیشه و خواننده خوش‌صدای آمریکایی به نام Timi Yuro انتخاب کردم. Rosemary Timotea Yuro در سال 1940 در شیکاگو به دنیا آمد و در سال 2004 درگذشت. معروف‌ترین ترانه او Hurt نام داره. از آلبوم‌های او می‌تونم به آلبوم‌های Hurt! (1961)، What's a Matter Baby (1962)، Timi Yuro (1962)، Soul! (Liberty, 1962)، Let Me Call You Sweetheart(1962)، Make the World Go Away (1963)، ، In the Beginning (1968)، Today (1982)، For Sentimental Reasons (1983) می‌تونم اشاره کنم. آهنگ Interlude ساخته آهنگساز معروف فرانسوی ژرژ دلرو است.
      Interlude در موسیقی به ایست و فاصله بین دو پرده گفته می‌شود. در فیلم interlude که در سال 1968 به کارگردانی Kevin Billington ساخته شده است، و این ترانه نیز به همین فیلم تعلق دارد، استفان رلتز، با بازی Oskar Werner ،‌ رهبر ارکستری است که بعد از انجام مصاحبه‌ای تند و تیز در یک روزنامه برای ادامه کار خود دچار مشکل می‌شود. در فاصله بین بیکاری و شروع به کار دوباره، عاشق خبرنگاری به نام سالی،‌با بازی Barbara Ferris می‌شود که این عشق با توجه به اختلاف سن و این که زلتر مردی جاافتاده و همسردار است، چالشی برای آن دو محسوب می‌شود. این ترانه از زبان سالی روایت می‌شود.
      کاستی دارم که در سال‌های دهه پنجاه شمسی از روی رادیو ضبط شده‌است. برنامه‌ای از رادیو، احتمالن شبهای پنجشنبه،‌ پخش می‌شده‌ست که ترانه‌های روز آن زمان را با ترجمه متن و معرفی خواننده پخش می‌کرده‌اند. (یه جور پارانویید اندرویید رادیویی!). این آهنگ interlude را هم برای اولین بار روی این کاست شنیدم و به قولی دلباخته او شدم. خیلی هم به دنبال نسخه با کیفیت و دیجیتالی آن گشتمو جالب ‌ست بدانید که تنها آهنگی‌ است که در شبکه تورنت پیدا نکردم. بعد از جستجوی بسیار به طور تصادفی روی یک سایت چینی پیداش کردم و حالا هم لذّت گوش دادن به اون رو با شما قسمت می‌کنم. خیلی دوست دارم اطلاعات بیشتری در مورد آن برنامه رادیویی کسب کنم. خوشحال می‌شوم اگر کسی اطّلاعات خودش را در این مورد با من به اشتراک بگذارد. ترجمه این ترانه را هم از روی همان برنامه با کمی تغییرات نوشتم. از اون‌جایی که هیچ اطّلاعی در مورد مترجم ان ندارم، همین جا و پیشاپیش از ایشون عذرخواهی می‌کنم که بدون اجازه از ترجمه‌اش استفاده کردم.



      آن‌چه که اکنون چون فاصله‌ای گذران است...
      زمان هم‌چون رویا و خیال ‌است.
      و تو در این لحظه زودگذر از آن من هستی.
      بیا تا با شتاب این رویا را دریابیم،
      رویایی که درخشش و گیرایی شراب را دارد.
      عزیزم! آیا کسی از این واقعیّت آگاه است؟
      یا چیزی است که زاده خیال من و تو دو دلداده است؟
      آیا آن‌چه که اکنون چون فاصله‌ای گذران است آیا می‌تواند آغاز یک عشق باشد؟
      به تو عشق ورزیدن هم‌چون دنیایی زیبا و شگفت‌انگیز است.
      و بیش از آن‌ است که قلب من را یارای تحمّل آن باشد.
      عزیزم برای  دل‌باخته تو  تمام دنیا رنگ دیگری دارد.
      دوست داشتن تو باعث می‌شود برای همیشه جوان بمانم.
      نه،‌ هیچ کس نمی‌داند به راستی چه هنگام عشق به پایان می‌رسد،
      پس تا آن هنگام تو ای دلخواه من، ترکم نکن.
      زمان هم‌چون رویا و خیال ‌است.
      و تو در این لحظه زودگذر از آن من هستی.
      بیا تا با شتاب این رویا را دریابیم،
      رویایی که درخشش و گیرایی شراب را دارد.
      عزیزم! آیا کسی از این واقعیّت آگاه است؟
      یا چیزی است که زاده خیال من و تو دو دلداده است؟
      آیا آن‌چه که اکنون چون فاصله‌ای گذران است آیا می‌تواند آغاز یک عشق باشد؟
      آیا آن‌چه که اکنون چون فاصله‌ای گذران است آیا می‌تواند آغاز یک عشق باشد؟

      interlude
      Time is like a dream
      And now for a time you are mine
      Let's hold fast to the dream
      That tastes and sparkles like wine
      who knows if it's real
      Or just something we're both dreaming of
      What seems like an interlude now could be the beginning of love?
      Loving you is a world that's strange
      So much more than my heart can hold
      Loving you makes the whole world change
      Loving you I could not grow old
      No, nobody knows when love will end So till then, sweet friend
      Time is like a dream
      And now for a time you are mine
      Let's hold fast to the dream
      That tastes and sparkles like wine
      who knows if it's real
      Or just something we're both dreaming of
      What seems like an interlude now could be the beginning of love?
      What seems like an interlude now could be the beginning of love?

      لينک مطلب نظرات
        چهار شنبه، 22 خرداد 1387  

      بارونی آبی همیشگی‌ات

      یکی از خوانندگان وبلاگم در مورد ترجمه ترانه بنگ‌بنگ اشاره کرده بود که hit the groumd معنی از اسب افتادن رو می ده که من اون رو  خطا رفتن تیر ترجمه کرده‌بودم. با توجه به این که در سطرهای اول ترانه اشاره می شه که سوار به اسب‌های چوبی بودیم، به نظر من از اسب افتادن ترجمه بهتریه. از ایشون تشکر می‌کنم.
      قبل از هر چی باید از مسخ تشکر کنم که من رو درگیر این آهنگ کرد. یه جورایی سر ترجمه‌اش گیر کردم. با این که به نظر می‌اد ترجمه‌اش ساده باشه، در آوردن ظرایف اون کار خیلی سخت بود که مطمئنم نتونستم از عهده اون بر بیام. اگر کسی متوجه اشکالی تو اون شد بهم خبر بده تا اصلاح کنم. قبلن در همین صفحه درمورد لئونارد کوهن نوشته بودم. مطلبی رو به نام گم شده بودم من هم می‌تونید اینجا از روزنامه اعتماد بخونید. مجلّه مرحوم هفت هم در شماره 45 که اخرین شماره قبل از توقیف‌ش بود، مطالب خوبی در مورد لئونارد کوهن داره که مطلب حمیدرضاصدر رو به نام "تو پیر و چروکیده و من هفده ساله" توصیه می‌کنم.

      ترانه داستانی‌ست درباره یک عشق سه‌جانبه که توسط یکی از زوج‌ها که با دیگری درگیر است نوشته شده‌است. متن شعر دارای ابهامی عمدی است که برداشت و تفسیر را در مورد آن سخت می‌کند. در متن از you نام برده شده‌ست که مشخص نیست مخاطب آن مرد است یا زن. امّا در جایی از you به عنوان برادرم نیز یاد می‌شود. شخصیت‌ دیگر عبارت‌ست از "همسرم"، که لزومن "جین" نیست. خیلی دوست دارم اینطور برداشت کنم که جین همسر مخاطب نامه است!(نظر بازیگوشانه و مزخرفیه!). راه برای تفسیر و برداشت‌های متفاوت باز است.
      خودش در جایی گفته:"هیچ‌گاه نتوانستم احساس کنم که این ترانه را تمام کرده‌ و مهر و موم کرده‌ام،‌ هیچ گاه احساس نکرده‌ا‌م که پرداخت خورده و تکمیل شده است. این ترانه و ترانه 'Bird on the Wire' دو ترانه‌ای هستند که هیچ‌گاه نتوانسته‌ام به طور موفقیت‌آمیزی تمام کنم، ولی به اندازه کافی برای اجرا خوب هستند. این ترانه یکی از بهترین آهنگ‌هایی است که تا حالا نوشته‌ام، ولی شعرش بسیار اسرارآمیز و ناواضح است."
      ترانه عشقی سه جانبه را وصف می‌کند که طرح مشترکی دارد با یکی از رمان های لئوناردکوهن به نام Beautiful Losers. همانند بسیاری از ترانه‌های کوهن این ترانه نیز بر اساس داستانی واقعی نوشته شده‌است. در سال 1994 کوهن در مصاحبه‌ای با رادیو BBC اظهار کرد که فراموش کرده است نفر سوّم کیست:"مشکلی که با این ترانه دارم این‌ست که به یاد ندارم مثلث عشقی واقعی شامل چه کسانی می‌شد. در واقع، البته خود من هم درگیر بوده‌ام. همیشه این احساس رو داشته‌ام که یک مرد نامرئی در حال اغواکردن زن همراه من‌ست. حالا،‌ خواه او دیوی‌ است که به شکل انسان درآمده‌ و خواه این که صرفن خیالاتی بود که من داشتم، به یاد نمی‌آورم. همیشه این احساس را داشتم که ممکن‌ست رابطه موردنظر را در رابطه زوج دیگری دیده باشم و یا شکلی از این‌گونه رابطه در ازدواجم وجود داشته است. کاملن به یاد ندارم،‌ ولی این احساس را داشته‌ام که همیشه شخص سوّمی بوده،‌ بعضی اوقات آن شخص من بوده‌ام،‌ بعضی اوقات مرد دیگری بوده و بعضی اوقات زن دیگری".
      در جایی از متن ترانه لئونارد کوهن به لیلی‌مارلین اشاره می‌کند: رفته بودی ایستگاه تا همه قطارها را بگردی،اما بدون لیلی مارلین بازگشتی...". لیلی‌مارتین نام ترانه عاشقانه‌ای است که در خلال جنگ جهانی اوّل توسّط شخصی به نام هانس لیپ سروده‌ و توسط Lale Andersen. اجرا شد.در زمان جنگ دوّم جهانی، رادیو بلگراد که توسط ارتش آلمان برای اروپا و آفریقا برنامه پخش می‌کرد،‌ چندبار این آهنگ را پخش کرد. سربازان دو طرف درگیر جنگ این آهنگ را شنیدند و پسندیدند و تبدیل شد به یکی از محبوب‌ترین ترانه‌های آن زمان. این آهنگ به زبان های مختلف و توسط خواننده ای مختلف اجرا شده که نسخه‌ای که مارلنه دیتریش از این ترانه اجرا کرده اکنون بسیار معروف و در دسترس می باشد. هم‌چنین در سال 1980 رینروارنر‌فاسبیندر فیلمی در مورد این ترانه وخواننده اصلی اون که همانا Lale Andersen بوده، ساخت.
      ولی چرا لئونارد کوهن در این ترانه به لیلی‌مارلین اشاره کرده؟ به نظر من وقتی هنرمند آنتیک و old fashionی مثل لئونارد کوهن وقتی قصد دارد که از یک زن اثیری نام برد باید هم به سراغ عشق دوران نوجوانی خودش که ترانه‌ای را در موردش از رادیو شنیده برود. خوش به حالش. حداقل می‌دونه دنبال چه کسی می‌گرده.



      همون بارانی آبی همیشگی‌ات
      اوایل زمستان‌ست، ساعت چهار صبح.
      این نامه را برایت می‌نویسم تا ببینم حالت بهتر شده‌ست یا نه.
      نیویورک سرد است، ولی جایی را که در آن زندگی می‌کنم، دوست دارم.
      شام گاه، در خیابان کلینتون صدای موسیقی می‌آید.
      شنیدم که خانه کوچک‌ات را وسط صحرا ساخته‌ای،
      حالا که زندگی پوچی داری، امیدوارم که خاطراتش رو خوب حفظ کنی.
      خب، جین یه دسته از موهای تو را نگه‌داشته‌است.
      گفت آنها را شبی که قصد رفتن داشتی به او دادی.
      حالا بگو بدانم که آیا برای همیشه رفته‌ای؟
      آه، آخرین باری که تو را دیدیم،‌ خیلی پیر شده بودی.
      شانه بارانی آبی همیشگی‌ات پاره بود.
      رفته بودی ایستگاه تا همه قطارها را بگردی،
      اما بدون لیلی مارلین بازگشتی...
      و بدین‌سان همسرم را جزئی از زندگی‌ات کردی.
      و وقتی که به نزدم آمد، همسر کسی نبود.
      تو را می‌بینم با شاخه گل‌سرخی میان دندان‌هایت.
      درست مثل یک کولی لاغر دزد.
      خب،‌جین هم بیدار شد
      سلام می‌رساند.
      و حالا به تو برادرم،‌ چه بگویم؟
      قاتلم چه می‌توانم به تو بگویم؟
      فکر می‌کنم دلتنگت‌ام، فکر می‌کنم بخشیده‌ام تو را.
      خوشحالم که تو، جانشین من بودی.
      اگر زمانی به نزد من و یا جین آمدی،
      دشمن‌ات خوابیده است و همسرش آزاد.
      خب،‌ و متشکرم از این‌که نگرانی را ریودی از چشمانش
      تصور می‌کردم که نگرانی برای همیشه در چشمانش خواهد بود و هیچ‌وقت تلاشی نکردم برای زدودن آن،
      خب، و جین یه دسته از موهای تو را نگه‌داشته‌است.
      گفت آنها را شبی که قصد ترک‌کردن داشتی به او دادی.
      رادتمند - ل. کوهن

      the famous blue raincoat
      It's four in the morning, the end of December
      I'm writing you now just to see if you're better
      New York is cold, but I like where I'm living
      There's music on Clinton Street all through the evening.
      I hear that you're building your little house deep in the desert
      you’re living for nothing now, I hope you're keeping some kind of record.
      Yes, and Jane came by with a lock of your hair
      She said that you gave it to her
      That night that you planned to go clear
      Did you ever go clear?
      Ah, the last time we saw you you looked so much older
      your famous blue raincoat was torn at the shoulder
      you’d been to the station to meet every train
      and you came home without Lili Marlene
      And you treated my woman to a flake of your life
      And when she came back she was nobody's wife.
      Well I see you there with the rose in your teeth
      One more thin gypsy thief
      Well I see Jane's awake --
      She sends her regards.
      And what can I tell you my brother, my killer
      what can I possibly say?
      I guess that I miss you, I guess I forgive you
      I'm glad you stood in my way.
      If you ever come by here, for Jane or for me
      Your enemy is sleeping, and his woman is free.
      Yes, and thanks, for the trouble you took from her eyes
      I thought it was there for good so I never tried.
      And Jane came by with a lock of your hair
      She said that you gave it to her
      That night that you planned to go clear
      Sincerely, L. Cohen

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 9 خرداد 1387  

      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه

      خب. من فرصت نکردم اطلاعات کاملی درمورد گروه Styx جمع‌و‌جور کنم. اطلاعات کاملی رو از این گروه می‌تونید اینجا بخونید. من رو ببخشید.


      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه.
      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه.
      به دنبال ارامش هستم، آسایش می‌خواهم.
      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه.
      و من دیگر گریه نخواهم‌کرد.
      زمان متوقف می‌شود، لحظه‌ای که به آب‌های رودخانه خیره می‌مانم.
      با آب‌هایی که به نرمی از کنار قایقم روانند،
      سبکم می‌کند،‌ نوازشم می‌کند به نرمی.
      پس دیگر گریه نمی‌کنم.

      آه،‌که رودخانه وسیع است
      رودخانه، همانند موج‌های روی ماسه‌، جانم را نوازش می‌کند.
      همه راه‌ها به آرامش‌محض می‌رسند،
      جایی که اخم‌هایم محو می‌شوند.
      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه.
      و من دیگر گریه نخواهم‌کرد.

      آه که ‌رودخانه عمیق است.
      رودخانه، همانند موج‌های روی ماسه‌، جانم را نوازش می‌کند.
      همه راه‌ها به آرامش‌محض می‌رسند،
      جایی که اخم‌هایم محو می‌شوند.
      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه.
      آرامش می‌خواهم، آسایش می‌خواهم.
      مرا ببر، به قایقم روی رودخانه.
      و من دیگر گریه نخواهم‌کرد.
      و من دیگر گریه نخواهم‌کرد.
      و من دیگر گریه نخواهم‌کرد
      boat on the river
      Take me back to my boat on the river
      I need to go down, I need to come down
      Take me back to my boat on the river
      And I wont cry out any more
      Time stands still as I gaze in her waters
      She eases me down, touching me gently
      With the waters that flow past my boat on the river
      So I don't cry out anymore

      Oh the river is wide
      The river it touches my life like the waves on the sand
      And all roads lead to tranquility base
      Where the frown on my face disappears
      Take me down to my boat on the river
      And I wont cry out anymore

      Oh the river is deep
      The river it touches my life like the waves on the sand
      And all roads lead to tranquility base
      Where the frown on my face disappears
      Take me down to my boat on the river
      I need to go down, with you let me go down
      Take me back to my boat on the river
      And I wont cry out anymore
      And I wont cry out anymore
      And I wont cry out anymore

      لينک مطلب نظرات
        دوشنبه، 6 خرداد 1387  

      خیلی دیره برای پوزش خواستن.

      خب. بازهم این مثنوی تأخیر شد. کمی من گرفتار بودم. گرفتار خودم. واین موضوع هیچ ربطی به شور و هیجانی که تو ستون داره فوران می‌کنه نداره. این شور و اشتیاق شما نسبت به خونه‌مون ستون‌کاغذی خیلی زیاد شده و واقعن به من یکی که خیلی انرژی می‌ده! وبلاگ‌ها همین طور فِرت‌وفِرت ‌ به روز می‌شوند و تعداد نظراتی که در وبلاگ‌ها گذاشته می‌شن به طرز وحشتناکی بالا رفته. (حالا خونه‌مون رو می‌گم،‌ در مورد اتاق پارانویید اندرویید هنوز حرفی نزدم). همین!
      رفیقمون چندتا آهنگ از من درخواست کرده‌بود متأسفانه فقط یکی‌شون به نام come home رو از همین گروه OneRepublic تو صندوقچه‌ام پیدا کردم. که متأسفانه استانداردهای پارانوییدی‌اندروییدی برای بارگذاری تو ستون رو نداشت. کمی از دیکتاتوری موسیقیایی خودم کمک گرفتم و این آهنگ Apologize که در حدود 20 درصد از استانداردهای پارانوییدی‌اندروییدی رو داشت انتخاب کردم تا حرف این رفیق‌مون زمین نیافته و ما شرمنده نشیم.

      درباره گروه:
       OneRepublic یک گروه راک آلترناتیو امریکایی است که در سال 2002 آغاز به کار کرد. اعضای اون عبارتند از Ryan Tedder خواننده و نوازنده پیانو و گیتار ، Zach Filkinsنوازنده گیتار، Eddie Fisher درامر و Brent Kutzle نوازنده کیبورد. بعد از چند سال گٌه‌‌گیجه با پخش آهنگ Apologize، که در سراسر دنیا بیش از 5 میلیون نسخه فروخت، به جریان اصلی موسیقی حرفه‌ای وارد شدند. یه‌خورده تا دو‌خورده از گروه بیتل‌ها و Coldplay پیروی و یا می‌شه گفت تقلید می‌کنند. همون سبک راک و پاپ انگلیسی که بر پایه پیانو و هم‌نوازی گیتار با اونه. راستی. همین الان یادم اومد که من تا حالا از گروه Coldplay آهنگی رو نگذاشتم اینجا. واقعن باعث شرمندگی‌ و خجالته. شاید چون از صبح تا شب Coldplay تو گوشم زمزمه می‌کنه زیاد متوجه کمبود اون تو ستون نشدم. آقای کریس مارتین! به میمنت انتشار آلبوم جدیدتون،‌ قول می‌دم هفته‌های آینده جبران کنم. چی می‌گفتم؟ یادم رفت. بی‌خیال!
       درباره آهنگ:
       این آهنگ یکی از دو آهنگی‌ست که تا حالا 3 میلیون نسخه از اون به طور قانونی دانلود شده. (نمی دونم اون یکی آهنگ کدومه. چون حتی یک بیت از 50 گیگ موسیقی که از اینترنت دانلود کردم،‌ قانونی نبودند!). این آهنگ با دو اجرا در آلبوم Dreaming Out Loudآورده‌شده که یکی از اجراهای اون، remixی که با هم‌راهی Timbaland (تهیّه‌کننده معروف موسیقی) اجرا شده. این آلبوم در 20 نوامبر 2007 منتشر شد و تا اوّل آوریل 2008 یک میلیون نسخه فروش کرد. کلیپی که از این آهنگ ساخته‌شده مربوط به همین اجراست. منتها من اجرای اصلی گروه رو گذاشتم اینجا. چرا؟ چون به نظرم بهتر از این اجرای دوّمه. اریژینال‌تر و اصیل‌تر. تو اجرای دوّمی این مرتیکه Timbaland سلیقه‌اش رو تحمیل کرده که به نظر من خیلی کار بدی کرده!
       در ضمن برای ترجمه یک خط از این ترانه دچار سندرم همیشگی "عدمدریافتسیگنالهایلازمجهتترجمهازطرفیاروییکهدارهاونرومیخونه" شدم و نتونستم ترجمه‌اش کنم. جاش رو خالی گذاشتم تا هرکس که می‌تونه ترجمه کنه و بهم خبر بده تا جای خالی رو پر کنم.


      ترجمه و متن ترانه:

      too late to apologize
      I'm holding' on your rope,
      Got me ten feet off the ground.
      And I'm hearing' what you say,
      But I just can't make a sound.
      You tell me that you need me,
      Then you go and cut me down...
      But wait...
      You tell me that you're sorry,
      Didn't think I'd turn around...
      And say...
      That it's too late to apologize.
      It's too late...
      I said it's too late to apologize.
      It's too late.
      Yeah!
      I'd take another chance,
      Take a fall, take a shot for you.
      I need you like a heart needs a beat,
      But it's nothing' new.
      I loved you with a fire red,
      Now it's turning' blue...
      And you say...
      Sorry, like an angel
      Heaven let me think was you...
      But I'm afraid...
      It's too late to apologize.
      It's too late.
      I said it's too late to apologize.
      It's too late.
      Whoa!
      It's too late to apologize.
      It's too late.
      I said it's too late to apologize.
      It's too late.
      It's too late to apologize. YEAH!
      I said it's too late to apologize. YEAH!
      I'm holding' on your rope,
      got me ten feet off the ground.

      خیلی دیره برای پوزش خواستن
      از ریسمان‌ات آویزانم.
      من رو سه متر بالای زمین نگه‌داشتی.
      و می‌شنوم چی داری می‌گی.
      امّا نمی‌تونم چیزی بگم.
      می‌گی که بهت نیاز دارم.
      بعد می‌ری و من رو رها می‌کنی.
      امّا صبرکن...
      بهم می‌گی که پشیمونی.
      فکر نمی‌کردی که عقیده‌ام عوض بشه...
      و بگم که...
      خیلی دیره برای پوزش خواستن.
      خیلی دیره.
      گفتم که خیلی دیره برای پوزش خواستن.
      درسته.
      باید یه بار دیگه امتحان کنم،
      سقوط ‌کنم، بهم توهین بشه به خاطرتو.
      مثل قلبی که نیاز به تپیدن داره،‌ بهت نیاز دارم.
      امّا چیز تازه‌ای نیست.
      عشق آتشین من به تو،
      سرد شده.
      و تو می‌گی....
      ببخشید،
      ×
      ×
      ×
      امّا متأسفم
      خیلی دیره برای پوزش خواستن
      خیلی دیره
      من گفتم که خیلی دیره برای پوزش خواستن
      درسته
      خیلی دیره برای پوزش خواستن
      خیلی دیره
      من گفتم که خیلی دیره برای پوزش خواستن
      درسته
      خیلی دیره برای پوزش خواستن
      خیلی دیره
      من گفتم که خیلی دیره برای پوزش خواستن
      درسته
      از ریسمان‌ات آویزانم.
      من رو سه متر بالای زمین نگه‌داشتی.

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 26 اردیبهشت 1387  

      بنگ بنگ، دلبرکم بهم شلیک کرد.


      خواننده:
      Cher خواننده و هنرپیشه امریکایی با نام اصلی Cherilyn Sarkisian در 20 می 1946 متولد شد. خوانندگی را در سال 1965، نقش آفرینی در تلویزیون را در سال‌های دهه 1970 و کار در سینما را در سال‌های دهه هشتاد آغاز کرد. ره‌آورد زندژی هنری اون انتشار 25 آلبوم موسیقی، یک جایزه اسکاربهترین هنرپیشه نقش اول زن برای فیلم Moonstruck به کارگردانی نورمن جویسون در سال 1988، یک جایزه گرمی در سال 1998 برای اهنگ Believe از 23‌مین آلبوم اون ، یک جایزه امی و سه جایزه گولدن‌گلوب می‌باشد.
      در جولای 1999 Cher رتبه 43 رو در 100 زن برتر راک‌اندرول به انتخاب شبکه‌تلویزیونی دوست‌داشتنی و قربونش برم VH1، و در سپتامبر 2002 رتبه 46رو در لیست 100 هنرمند بی‌ناموس! VH! به دست اورد. عکسش 13 بار روی جلد مجله People رفته و توسط مجلّه A&E به عنوان سومین نفر در لیست محبوب‌ترین هنرپیشه‌های زن همه دوران‌ها بعد از کاترین هپبرن و اودری هپبورن دوست‌داتشنی و نجیب قرار گرفته.

      ترانه:
      Bang Bang (My Baby Shot Me Down)" در سال 1966 توسط Sonny Bono نوشته شد. Cher این ترانه رو در قالب آلبوم The Sonny Side of Cher. منتشر کرد. به محض انتشار، در کشورهای زیادی شماره یک شد و جزو یکی از پرفروش‌ترین‌ آهنگ‌های اون شد. در سال 1967 نانسی سیناترا نسخه‌ای از این آهنگ رو با تنظیم خودش اجرا کرد که آن زمان استقبال زیادی از اون نشد. تا این‌که کوئنتین تارنتینو از اجرا نانسی سیناترا در سکانس افتتاحیه فیلم Kill bill نسخه یک، سال 2003 ، استفاده کرد و باعث مطرح شدن دوباره این آهنگ شد. به طوری که این آهنگ امروزه درمیان مردم بیشتر از نسخه اجرا شده اصلی توسط Cher محبوب شده.

      خواننده‌های زیادی هم این آهنگ رو به اصطلاح Cover و یا دوباره‌خوانی کردند که بعضی از اون‌ها عبارتند از Stevie Wonder، Petula Clark، Vanilla Fudge، Cliff Richard،پدر نانسی سیناترا Frank Sinatra، و یک ژاپنی اوسکل به نام Minako Hondaکه نسخه ژاپنی این آهنگ رو در سال 1989 اجرا کرد.
      خود من از اجرای نانسی سیناترا بیشتر خوشم ‌می‌آد. نانسی سیناترا اون رو خیلی ملایم تر و آروم‌تر خونده. اجرای Cher اون لطافت و زیبایی رو نداره. ولی از اون‌جایی که تو دوسه سال اخیر اجرای نانسی سیناترا بیشتر شنیده شده و همه اون‌هایی که فیلم Kill bill رو دیدند این آهنگ رو هم شنیدند اجرای Cher رو گذاشتم اینجا.


      ترجمه و متن ترانه:

      بنگ بنگ، دلبرکم بهم شلیک کرد.
      من پنج‌سالم بود و اون شش ساله بود
      سوار بر اسب‌های چوبی می‌تاختیم.
      او سیاه پوشیده بود و من سفید،
      و همیشه اون برنده دعوا می‌شد.
      بنگ بنگ،
      بهم شلیک کرد،
      بنگ بنگ، تیر من خطا رفت،
      بنگ بنگ، اون صدای مهیب،
      بنگ بنگ، دلبرکم بهم شلیک کرد.

      فصل‌ها اومدند و زمونه رو عوض کردند.
      وقتی بزرگ شدم، اونو مال خودم دونستم،
      اما اون همیشه می‌خندید و می‌گفت:
      یادته روزایی رو که با هم بازی می‌کردیم؟
      بنگ بنگ،
      من بهت شلیک کردم،
      بنگ بنگ، تیر تو خطا رفت،
      بنگ بنگ، اون صدای مهیب،
      بنگ بنگ، همیشه بهت شلیک می کردم.

      موسیقی نواخته شد و آدم‌ها سرودند،
      ناقوس‌های کلیسا فقط برای من نواختند.

      حالا اون رفته و من نمی‌دونم چرا.
      وتا امروز گاهی گریه می‌کنم...
      اون حتّی خداحافظی هم نکرد.
      نخواست حتّی برای دروغ گفتن صبر کنه.
      بنگ بنگ،
      بهم شلیک کرد،
      بنگ بنگ، تیر من خطا رفت،
      بنگ بنگ، اون صدای مهیب،
      بنگ بنگ، دلبرکم بهم شلیک کرد.

      bang bang My baby shot me down
      I was five and he was six
      we rode on horses made of sticks
      He wore black and I wore white
      He would always win the fight
      Bang bang
      He shot me down, bang bang
      I hit the ground, bang bang
      That awful sound, bang bang
      My baby shot me down

      Seasons came and changed the time
      When I grew up, I called him mine
      He would always laugh and say
      Remember when we used to play
      Bang bang
      I shot you down, bang bang
      You hit the ground , bang bang
      That awful sound, bang bang
      I used to shoot you down

      Music played and people sang…
      Just for me the church bells rang…

      Now he's gone I don't know why
      And till this day sometimes I cry
      He didn't even say goodbye
      He didn't take the time to lie
      Bang bang
      He shot me down, bang bang
      I hit the ground , bang bang
      That awful sound, bang bang
      My baby shot me down.

      لينک مطلب نظرات
        جمعه، 20 اردیبهشت 1387  

      مثل بیابونی که دلتنگ بارونه.

      خب. قبل از هر چیز باید از دوست عزیز خودم شکلات تلخکی که من رو به بازی دوست داشتن دعوت کرده تشکر کنم. منتها از اون‌جایی که من شدیدن عاشق پنجمین بند در دوست‌داشتنی‌های ایشون شدم شما هم می‌تونید همون رو به عنوان یکی از دوست‌داشتنی‌ترین های من در نظر بگیرید. ولی بین خودمون باشه، کمی قلقلک شدم که من‌هم از دوست داشتن هام بنویسم.   هفته بعد از خجالت ایشون در می‌ام. باز هم تشکر می‌کنم.



      معرفی گروه:
      Everything but the Girl گروه دو نفره انگلیسی است که در سال 1982 تشکیل شد. اعضای گروه عبارتند از Tracey Thorn خواننده و گیتارنوازگروه و  Ben Watt گیتارنواز و کیبوردنواز و خواننده همراه که هر دو متولد سال 1962 هستند. دردانشگاه با هم آشنا شدند و الان هم با هم زندگی می‌کنند. به شدت نسبت به رابطه خودشون حسّاس هستند و اجازه نمی‌دند که ملّت سر از کارشون در بیارند. سه فرزند دارند و دور از هیاهو مشغول بزرگ کردنشون هستند. نام عجیب و غریب گروه (به معنی تحت الفضلی همه چیز به غیر از دختره!) رو هم از شعار یک فروشگاه معروف فروش مبلمان انتخاب کرده‌اند.

      در مورد آهنگ:
      Missing در قالب آلبوم Amplified Heart در سال 1994 منتشر شد. یکی از بهترین و شناخته‌شده‌ترین آهنگ‌های این گروه به شمارمی‌آد. این آهنگ به قدری محبوب و پرفروش شد که جهت و سبک گروه رو عوض کرد و آهنگهای اونها که قبلن بیشتر در سبک folk وجازبودند، حالابیشتر به شکل الکترونیک خونده می‌شوند. اونها تا قبل 1994 هشت آلبوم منتشرکرده‌بودند و تنها یک آهنگ اونها به نام I Don'tWant to Talk About It در سال 1988 در جدول پرفروش‌های بریتانیا وارد شده‌بود. با انتشار Missing خوشبختی هم به اونها رو کرد و معروف شدند. نسخه‌های رقصی این آهنگ در کلوب‌هایسراسر دنیا ملّت ر وبه رقص می‌اورد و در اکثر کشورها جزو پرفروش های جداول پاپ بوده.
      برخلاف ریتم تند آهنگ، شعر غمگینی داره و همون‌طور که تو ترجمه اون می‌بینید حکایت شخصی‌ست که دلتنگ عزیزاز دست رفته خودشه و بارها و بارها به خیابون و خونه اون می‌ره تا بلکه بتونه اون رو دوباره ببینه. این چرخه تو آخر آهنگ با تکرار بخش اوّل آهنگ به خوبی نشون داده شده.

      شعر و ترجمه:

      دلتنگ، مثل بیابونی که دلتنگ بارونه
      از قطار پیاده می‌شم.بازهم دارم از خیابونتون می‌گذرم.
      و از کنار در خونه‌ت رد می‌شم.
      امّا تو دیگه اونجا زندگی نمی‌کنی.
      سال‌ها از وقتی که اینجا بودی گذشته‌.
      حالا تو رفته‌ایی و در جایی مثل فضای بی‌کران ناپدید شدی
      و جایی بهتر پیدا کرده‌ای.
      و من دلتنگتم،
      مثل بیابونی که دلتنگ بارونه.
      ممکنه مرده باشی؟
      تو همیشه دو قدم از دیگران جلوتر بودی.
      و زمانی که می‌خواستی بدوی،
      ما به تو نمی‌رسیدیم.
      تو خونه‌ات می‌گردم،
      جایی که همیشه بوده‌ام.
      می‌تونم تقریبن صدات رو بشنوم،
      که داری صدام می‌کنی.
      و من دلتنگتم،
      مثل بیابونی که دلتنگ بارونه.
      برمی‌گردم وسوار قطار می شم.
      از خودم می‌پرسم
      چرا باز برگشتم؟
      می‌تونم خودم رو راضی کنم که برنگردم؟
      دوروبر جایی که زندگی می‌کردی می‌پلکم.
      از وقتی که رفتی زمان چیزی برای من نداشته.
      درسته که خیلی وقته رفتی
      امّا نمی‌تونم دیگه ادامه بدم
      و من دلتنگتم،
      مثل بیابونی که دلتنگ بارونه.
      از قطار پیاده می‌شم.
      بازهم دارم از خیابونتون می‌گذرم.
      و از کنار در خونه‌ت رد می‌شم.
      امّا تو دیگه اونجا زندگی نمی‌کنی.
      سال‌ها از وقتی که اینجا بودی گذشته‌.
      حالا تو رفته‌ایی و در جایی مثل فضای بی‌کران ناپدید شدی
      جایی بهتر پیدا کرده‌ای.
      و من دلتنگتم،
      مثل بیابونی که دلتنگ بارونه.

      missing
      I step off the train
      I'm walking down your street again
      And pass your door
      But you don't live there anymore
      Its years since you've been there
      Now you've disappeared somewhere Like outer space
      You've found some better place
      And I miss you-
      Like the deserts miss the rain
      Could you be dead?
      You always were
      Two steps ahead of everyone
      We'd walk behind
      While you would run
      I look up at your house
      And I can almost hear you
      Shout down to me
      Where I always used to be
      And I miss you-
      Like the deserts miss the rain
      Back on the train
      I ask why did I come again?
      Can I confess?
      I've been hanging' round your old address.
      And the years have proved to offer nothing since you moved
      You're long gone
      But I can't move on
      And I miss you-
      Like the deserts miss the rain
      I step off the train
      I'm walking down your street again
      And pass your door
      But you don't live there anymore
      Its years since you've been there
      Now you've disappeared somewhere Like outer space
      You've found some better place
      And I miss you-
      Like the deserts miss the rain

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 5 اردیبهشت 1387  

      زندگی به رنگ گل سرخ


      این آهنگ برای اولین بار توسط خواننده اسطوره‌ای فرانسه ادیت پیاف در سال 1946 به زبان فرانسه اجرا شد. شعر آن توسط خود ادیت پیاف سروده شد و ملودی ان توسط لویی گوگلیمی نوشته‌شد. ادیت و لویی هیچ‌گاه نمی‌توانستند تصور کنند که این آهنگ این قدر محبوب و پرطرفدار از آب در خواهد آمد. نسخه انگلیسی آن بعدها توسط خواننده‌ای به نام مارک دیوید سروده و اجرا شد. این آهنگ توسط شونصدهزار خواننده دیگر هم اجرا شده. کسانی از قبیل لویی آرمسترانگ (نسخه‌ای که می‌شنوید و در صفحه اصلی ستون کاغذی گذاشتم همین اجراست)،‌خولیو ایگلسیاس (از اون پسره سوسولش حالم به هم می خوره)، اودری هپبورن فقید (ما به ایشون ارادت خاص داریم)،‌ بت‌میلر(نمی‌شناسینش؟)، چارلز آزناور (مخلصیم!)، سلین دیون (با اون دماغ درازش!)،‌ دین مارتین (رفیق جری لوییس خودمون)، سیندی لوپر (این‌یکی رو هم نمی‌شناسینش؟)، مارلنه دیتریش (هنرپیشه افسانه‌ای آلمانی)، الا فیتزجرالد (این یکی رو هم من نمی شناسمش)،‌ علی‌رنجی‌پور (نسخه فارسی این ترانه که در نشست هشتم ستون کاغذی اجرا کرد، ‌البته به درخواست این بنده خقیر) و ... . در سال 2007 فیلمی که به همین نام توسط Olivier Dahan ساخته شد که زندگی ادیت پیاف را به تصویر کشید. Marion Cotillard برای ایفای نقش پیاف از سن 19 سالگی تا 47 سالگی جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش زن را در سال 2007 برد. هم چنین این آهنگ در سال 1998 جایزه گرمی تالار افتخارات را برده‌است.

      برای این که در مورد لویی آرمسترانگ اطلاعاتی کسب کنید، می‌تونید بهاین‌جا واینجا و اونجا مراجعه کنید. تو این صفحه بازهم میزبان لویی‌ارمسترانگ خواهیم بود.


      زندگی،‌به رنگ گل سرخ
      دربرگیر مرا، نزدیک و محکم.
      نیرویی جادویی که در توست،
      زندگی است به رنگ گل سرخ.
      بهشت آه می‌کشد وقتی مرا می‌بوسی،
      و وقتی چشمانم را می‌بندم،
      زندگی را می‌بینم به رنگ گل سرخ.
      وقتی مرا در بر می‌گیری،
      در جهان دیگری هستم،
      جهانی که در آن گل‌های سرخ می‌شکفند.
      و وقتی سخن می گویی...گویی فرشتگان از بهشت می‌سرایند،
      وکلمات روزمرّه به نوای عشق تبدیل می‌شوند.
      قلب و روح‌ات را به من ده،
      و آن‌گاه زندگی همیشه خواهد‌بود،
      زندگی به رنگ گل‌سرخ.

      La vie en rose
      Hold me close and hold me fast
      The magic spell you cast
      This is la vie en rose
      When you kiss me heaven sighs
      And tho I close my eyes
      I see la vie en rose
      When you press me to your heart
      I’m in a world apart
      A world where roses bloom
      And when you speak...angels sing from above
      Everyday words seem...to turn into love songs
      Give your heart and soul to me
      And life will always be
      La vie en rose

      لينک مطلب نظرات
        دوشنبه، 2 اردیبهشت 1387  

      درخت لیمو


      خب. رسیدیم به آهنگ این هفته که از گروه Fool's Garden انتخاب کردم به نام lemon-tree. این گروه آلمانی‌ در سال 1991 تشکیل شد. اولین آلبوم اونها که اسم خود گروه رو روش گذاشته بودند همون سال 91 منتشر شد و دومین آلبوم اونها در سال 1993 به نام Dish of the Day منتشر شد که به خاطر آهنگ lemon tree تا سال 96 همیشه پای ثابت جدول‌های فروش آهنگ‌های پاپ در سراسر دنیا بوده. هفهشده‌تا آلبوم دیگه هم تا سال 2005 منتشر کرده‌اند و الان هم نام گروه رو به Fools Garden تغییر داده‌اند.
      کلیپ این آهنگ رو می‌تونید اینجا ببینید.


      درخت لیمو
      اینجا، تو یه اتاق ملال‌آور نشسته‌ام.بعدازظهر روز یکشنبه بارونی دیگه
      دارم وقتم رو هدر می‌دم
      کاری ندارم بکنم
      ول می‌چرخم
      و منتظرتم.
      امّا هیچ‌وقت، هیچ اتّفاقی نمی‌افته و من متجبم

      با ماشینم تو خیابون‌ها بالا و پایین می‌رم
      خیلی تند می‌رونم
      می‌رونم تا اون دوردورها.
      دوست دارم چشم‌انداز روبروم رو عوض کنم.
      چقدر احساس تنهایی می‌کنم

      منتظرت هستم
      امّا هیچ‌وقت، هیچ اتّفاقی نمی‌افته و من متجبم

      متجّبم که چطور
      متعجّبم که چرا
      دیروزبرام از آسمان آبیٍ آبی گفتی.
      ولی تنها چیزی که می‌تونم ببینم یک درخت لیموی زرده.
      به بالا و پایین نگاه می‌کنم.
      بالا و پایین ،‌بالا وپایین، بالا و پایین.
      و تنها چیزی که می‌تونم ببینم فقط یک درخت لیموی دیگه است.


      اینجا نشسته‌ام.
      برق خونه‌ام قطع شده.
      دوست دارم برم زیر دوش.
      امّا تو سرم ابرهای کلفتی می‌چرخند.
      خیلی خسته‌ام.
      خودم رو رو تختخواب می‌اندازم.
      خب، هیچ اتّفاقی نمی‌افته و من متعجبم.

      جدائی برام خوب نیست.
      جدائی وقتی که نمی‌خوام روی یه درخت لیمو بنشینم.
      در برهوت شادی جست‌و‌خیز می‌کنم.
      محبوبم، ‌یه‌هو اسباب‌بازی دیگه‌ای پیدا می‌کنم .
      و همه‌چیز اتّفاق می‌افته و اون وقت این تویی که متجب می‌شی.

      متجّبم که چطور
      متجّبم که چرا
      دیروزبرام از آسمان آبیٍ آبی گفتی
      ولی تنها چیزی که می‌تونم ببینم یک درخت لیموی زرده.
      به بالا و پایین نگاه می‌کنم .
      بالا و پایین ،‌بالا وپایین، بالا و پایین.و تنها چیزی که می‌تونم ببینم فقط یک درخت لیموی زرد دیگه‌ست.
      و متجبم، ‌متعجب.



      متجّبم که چطور
      متجّبم که چرا
      دیروزبرام از آسمان آبیٍ آبی گفتی
      و تنها چیزی که می‌تونم ببینم، و تنها چیزی که می‌تونم ببینم،
      و تنها چیزی که می‌تونم ببینم،
      فقط یک درخت لیموی زرد دیگه‌ست.

      Lemon tree
      I'm sitting here in the boring room
      It's just another rainy Sunday afternoon
      I'm wasting my time
      I got nothing to do
      I'm hanging around
      I'm waiting for you
      But nothing ever happens and I wonder

      I'm driving around in my car
      I'm driving too fast
      I'm driving too far
      I'd like to change my point of view
      I feel so lonely

      I'm waiting for you
      But nothing ever happens and I wonder

      I wonder how
      I wonder why
      Yesterday you told me about the blue blue sky
      And all that I can see is just a yellow lemon-tree
      I'm turning my head up and down
      I'm turning turning turning turning turning around
      And all that I can see is just another lemon-tree

      I'm sitting here
      I miss the power
      I'd like to go out taking a shower
      But there's a heavy cloud inside my head
      I feel so tired
      Put myself into bed
      Well, nothing ever happens and I wonder

      Isolation is not good for me
      Isolation I don't want to sit on the lemon-tree
      I'm stepping' around in the desert of joy
      Baby anyhow I'll get another toy
      And everything will happen and you wonder


      I wonder how
      I wonder why
      Yesterday you told me about the blue blue sky
      And all that I can see is just another lemon-tree
      I'm turning my head up and down
      I'm turning turning turning turning turning around
      And all that I can see is just a yellow lemon-tree
      And I wonder, wonder

      I wonder how
      I wonder why
      Yesterday you told me about the blue blue sky
      And all that I can see, and all that I can see, and all that I can see
      just a yellow lemon-tree

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 22 فروردین 1387  

      تو و دوستت


      خب. بازهم نوبت به dire straits رسید. گفته‌بودم که تو این صفحه بارها و بارها ترانه‌های این گروه رو معرفی خواهم کرد. آهنگ you and your friend رو از آلبوم آخر این گروه به نام ON EVERY STREET که در سال 1991 منتشر شد، انتخاب کردم.
      بعد از انتشار این آلبوم بود که مارک‌ نافلر عزیز و دوست‌داشتنی، این مرد آرام راک، گروه رو منحل کرد و بعد از اون به تنهایی آلبوم‌های خودش رو منتشر کرد.مارک نافلر مدرک تحصیلی خودش رو در رشته ادبیات انگلیسی و روزنامه‌نگاری گرفته و یکی از دلایلی که شعر ترانه‌هاش از غنای بالایی در ادبیات انگلیسی برخورداره همین مدرکش می‌تونه باشه. از اون‌جایی که این بنده حقیر و فقیر سواد بالایی در ادبیات انگلیسی ندارم، همیشه در ترجمه ترانه‌هاش با مشکل روبرو بودم. برای ترجمه این ترانه‌اش هم با اصطلاح get on down که در سطر دوم ترانه اومده به مشکل برخورد کردم. جستجو در اینترنت و سوال از آدم‌های این‌کاره هم به نتیجه قابل‌توجهی نرسید. بی‌خیال شدم."در بستم و در ایوان تماشای تو بنشستم". مي‌تونید متن و ترجمه تقریباً درستی ازاین شعر رو تو این; وبلاگ.ببینید.
      چیزی که در مورد ترانه‌هایی که به زبان بیگانه می‌شنویم، همیشه گفتم اینه که زیاد در بند این‌که "این یاروهه چی داره می‌گه؟" نباشید. اگر تونستید منظورش رو متوجه بشید که فبها،‌ وگرنه این رو بدونید که شعر تو ترانه فقط یکی از قسمت‌های مجموعه‌ای از خواننده و نوازنده و ریتم و ملودی و ... است که در کنار هم ترانه رو تشکیل می‌دند. برای لذّت بردن از یک ترانه آروم و دلنشین مثل این، نباید خودتون رو محدود کنید. اختیار و انتخاب با خودتونه.

      لينک مطلب نظرات
        یکشنبه، 18 فروردین 1387  

      کودکی ناتمام

      خب. نوروز بر همگی شما مبارک. امیدوارم سال 1387 سال خوبی براتون باشه و بتونید به بیست درصد آرزوهاتون برسید. چی؟ چرا بیست‌تا؟ خیلی کمه؟ بی‌خیال. پر رو نشید. بیست درصد خودش یه دنیاست. به همون بیست تا راضی باشید، هشتاد درصد بقیه‌اش رو هم اگر اوستا کریم دید جنبه‌اش رو دارید بهتون تضمینی می‌رسونه.
      مدتی این مثنوی به لطف و عنایت شرکت میزبان‌وب تأخیر شد. به دنبال اون، فرصتی که برای بارگذاری یه آهنگ نوروزی داشتیم سوخت و به هدر رفت. استاد محمود دولت‌آبادی یه اصطلاحی در رمان سترگ کلیدر در مورد این فرصت‌سوزی‌ها داره که من نمی‌تونم اینجا نقل‌اش کنم! ولی باید بگم یه چیزی تو این مایه‌هاست که گرمای آتیشیه که تو زمستون می‌چسبه‌ تو تابستون مثل […] نمی‌چسبه!. بنابراین برای این‌که به […] متّهم نشیم، یه آهنگ دیگه رو می‌گذاریم اینجا و قول می‌دیم سال بعد عید اگر موندیم و نرفتیم، براتون دوتا آهنگ نوروزی بگذارم اینجا.

      آهنگ این هفته رو از موسیقی متن فیلم Fabuleux destin d'Amélie Poulain, Le یا به عبارتی همون امیلی خودمون، انتخاب کردم. یه جور سرخوشی کودکانه به همراه یه غم بزرگ توی اون موج می‌زنه. تقدیم به همه اون‌هایی که با خاطره و حسرت دوران خوش کودکی‌شون، نظاره‌گر گذر این روزها هستند.

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 16 اسفند 1386  

      دار

      احمد کایا شاعر و خواننده کردتبار ترکیه ای در 28 اکتبر سال 1956 در ترکیه به دنیا آمد. اولین رویارویی او با موسیقی در سنّ 9سالگی در مدرسه اتفاق افتاد. قبل از این‌که در میانه‌های دهه 80 میلادی معروف شود، مدتی را به عنوان راننده تاکسی در استانبول کار کرد. اولین آلبوم او به نام Ağlama Bebeğim در 1985 منتشر شد. محبوبیت او تا اواسط دهه‌ 90با انتشار هر آلبوم بیشتر و بیشتر می‌شد. این آلبوم‌ها جزو پرفروش‌ترین‌ها بوده‌اند. بیشترین معروفیت او به علّت تم اعتراضی ترانه‌ها و فعّالیّت‌های اجتماعی او مي‌باشد. در سال 2000 در پاریس به علّت حمله قلبی در گذشت و پیکر او در گورستان معروف پرلاشز به خاک سپرده شد.
      آهنگ این هفته با عنوان Dardayım را از آلبوم Sevgi Duvarı (دیوار عشق) که در سال 1990 منتشر شد،‌انتخاب کردم. روایت سربازی که دور از وطن خود ازمیدان جنگ با ماد و پدر خود درددل می‌کند.
      ترجمه و متن ترانه را با کمی تغییرات از وبلاگ نگار فیلم به امانت گرفتم.


      بر بالای دارم
      بر بالای دارم و دروغی ندارم.
      غصه خورده‌ام روز و شب، روز و شب، روز و شب .
      در یک سرزمین دور هستم و از دل بستگی‌هایم دور افتاده‌ام .
      روز بخیر مادر جان.
      روز بخیر پدر جان.
      بازهم صبح شد.
      نگو که دیگر در آنجا صبح نمی‌شود.
      نگو که دیگردر آنجا روزگار سپری نمی‌شود.
      درد ، دل مرا تکه تکه می‌کند.
      دلم تپیدن گرفت و به خیابان آمدم.
      در قهوه خانه نشستم، با بچّه‌ها همبازی شدم.
      دلتنگی‌ها و دردهایم را با دوستانم قسمت کردم.
      امروز هم نمردم مادر.
      درها بسته و پرده‌ها کشیده شده‌بودند.
      صدای مهیب سلاح‌ها از دور می‌آمد.
      یک رویم به طرف جدایی و یک رویم به طرف زندگی برگشته‌بود.
      امروز هم نمردم مادر.
      گلوله‌ای همچو باد از بالای سرم رد شد.
      برگشته و سریع درا ز کشیدم .
      ترسیدم ، خندیدم ، و بدنم داغ شد.
      امروز هم نمردم مادر.
      اینچنین احساس غریبی نداشته‌ام.
      اعمال نامعقول چرا می‌آیند و کجا می‌روند؟
      تلخی و درد از قلبم به مغزم سرایت می‌کنند.
      امروز هم نمردم مادر ، امروز هم نمردم.

      Dardayım
      Dardayım yalanım yok
      baskın yedim gün gece gün gece gün gece
      Örselendi aşklarım üstelik bir uzak diyardayım
      Gün aydın anneciğim
      gün aydın babacığım
      Yine sabah oluyor
      Elde sabah olmaz deme
      orda günler geçmez deme
      İçime sancı doğuyor
      Yüreğimi bir kalkan bilip sokaklara çıktım
      Kahvelerde oturdum , çocuklarla konuştum
      Sıkıldım dertlendim dostlarımla buluştum
      Bugünde ölmedim anne
      Kapalıydı kapılar perdeler örtük
      Silah sesleri uzakta boğuk boğuk
      Bir yüzüm ayrılığa bir yüzüm hayata dönük
      Bugünde ölmedim anne
      Üstüme bir silah doğruldu sanki rüzgâr
      Beline dolandığında bir dalın
      Korktum , güldüm , kendime kızdım
      Bugünde ölmedim anne
      Bana böylesi garip duygular bilmem
      Niye gelir nereye gider döndüm işte
      Acı yüreğimden beynime sızar
      Bugünde ölmedim anne , bugünde ölmedim

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 9 اسفند 1386  

      محو می‌شویم

      خب. قبلاً از ردیوهد آهنگ creep رو تو همین صفحه گوش کرده بودیم. آهنگ این هفته رو هم از این گروه انتخاب کردم. آهنگ Street Spirit (Fade Out) از آلبوم the Bend‌‌s که در سال 1995 منتشرشد. چی؟ چرا؟ حالتون از ردیوهد به هم می‌خوره؟ چاره‌ای ندارید. مجبورید گوش کنید و لذّت ببرید.


      تام یورک:« street spirit خالص‌ترین ترانه ماست، اما من آن را ننوشتم، خودش خودش را نوشت. ما تنها پیام آورانش بودیم، کاتالیزور بیولوژیکی آن. هسته‌اش برای من یک راز تمام عیار است. من هیچ‌وقت سعی نخواهم کرد ترانه‌ای چنین فاقد امید بنویسم، حتی غمگین‌ترین ترانه‌های ما کورسویی از امید دارند، اما Street Spirit هیچ راه‌حلی ندارد، یک تونل سیاه است بی هیچ نوری در انتها، بیانگر همه احساسات تراژیکی است که آن چنان دردآور است که صدای ملودی تنها توصیف آن است. من رادار احساسات خودم را از آن آهنگ جدا می‌کنم، وگرنه نمی‌توانم آنرا بخوانم، خرد می‌شوم... روی صحنه فرو می‌ریزم. برای همین است که شعرش تنها تعدادی داستان کوچک یا تصاویر بصری است در برار توصیفی منسجم از معنای آن. در آن تمامیت احساس را مطرح کردم و چون قدرت بیان احساسات را نداشتم خرد شدم. مخاطبان ما از من قوی‌ترند که می‌گذارند آن ترانه به درونشان نفوذ کند، یا شاید پی نمی‌برند که دارند به چه گوش می‌دهند، نمی‌فهند Street Spirit درباره نگریستن به چشمان شیطان است، و دانستن آنکه هرکاری بکنی، آخرین خنده از آن اوست، و این واقعیت دارد... حقیقت است. شیطان همیشه آخرین خنده را می‌زند و اگر خود را رها کنم که زیاد به آن بیندیشم خرد خواهم‌شد. باور نمی‌کنم که هوادارانی داریم که می‌توانند از لحاظ احساسی با آن ترانه کنار بیایند، برای همین متقاعد شده‌ام نمی‌فمند درباره چیست. برای همین است که همیشه آن را در اواخر کنسرت اجرا می‌کنم، مرا زجر می‌دهد که به لبخند و خوشی هزاران نفر نگاه کنم که از تراژدی آن ناآگاهند. مثل وقتی که می‌خواهی سگت را ببری به کشتارگاه سگ‌ها، و او دمش را، در راه تکان می‌دهد. آنها به نظرم چنین می‌آیند و این دلم را می‌شکند. آرزو داشتم آن آهنگ ما را به عنوان کاتالیزور خود انتخاب نکرده‌بود، ولی درخواست آن خیلی شدید بود. من آن ترانه را ننوشتم...».
      ترجمه و متن گفتگو از کتاب روش کاملن ناپدید شدن -ترجمه:سهراب محبّی -از انتشارات مس


      روان خیابان
      خانه‌ها ردیف‌ردیف به سویم می‌آیند
      می‌توانم دستهای افسرده‌شان را که لمسم می‌کنند، حس کنم
      تمام اینها به همین شکل
      تمام اینها را روزی خواهیم بلعید
      و کم‌رنگ و محو می‌شویم دوباره و محو می‌شویم.

      این ماشین صحبت نخواهد کرد.
      این افکار و فشاری که در زیرش هستم.
      فرزند دنیا باش، دایره ای بساز.
      پیش از آن‌که از میان برویم.
      و کم‌رنگ و محو شویم، دوباره و محو شویم.

      تخم‌مرغ‌های شکسته، پرنده‌های مرده
      یغ‌کشان برای زندگی می‌جنگند
      می‌توانم مرگ را، حس کنم، چشمان ریز براقش را می‌توانم ببینم
      مام این‌ها به همین شکل
      تمام این‌ها را روزی خواهیم بلعید
      و کم‌رنگ و محو می‌شویم دوباره، و محو می‌شویم.
      روحت را در عشق غرق کن
      روحت را در عشق غرق کن

      Street Spirit (Fade Out)
      Rows of houses all bearing down on me
      I can feel their blue hands touching me
      All these things into position
      All these things we'll one day swallow whole
      And fade out again and fade out

      This machine will not communicate
      These thoughts and the strain I am under
      Be a world child, form a circle
      Before we all go under
      And fade out again and fade out again

      Cracked eggs, dead birds
      Scream as they fight for life
      I can feel death, can see it's beady eyes
      All these things into position
      All these things we'll one day swallow whole
      And fade out again and fade out again

      Immerse your soul in love
      Immerse your soul in love.

      لينک مطلب نظرات
        جمعه، 3 اسفند 1386  

      آن روزها وقتی که جوان بودم

      خب. یکی از دوستان از من آهنگ‌های دهه 60 و 70 میلادی را خواسته‌بود. بهترین منبع برای تهیّه اونها، استفاده از امکانات شبکه تورنت ‌است. خود من هم اغلب آهنگ‌های آرشیوم را از این شبکه دانلود کرده‌ام. تقریبن هر چه را بخواهید مي‌توانید از این شبکه دانلود کنید. اگر هم آهنگ خاصّی موردنظرتان هست می‌توانید نام آن را به من بگویید تا اگر در آرشیوم موجود بود، در این صفحه بارگذاری کنم.


      چارلز آزناور خواننده، هنرپیشه و آهنگساز ارمنی الاصل فرانسوی در سال 1924 در پاریس به دنیا آمد. کلّی ترانه به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی خوانده و یکی از محبوب‌ترین خواننده‌های فرانسوی دنیاست. در بیش از 60 فیلم بازی کرده که یکی از معروف‌ترین اونها "به پیانیست شلیک نکنید " ساخته استاد فرانسوا تروفو است. آزناور عزیز به رغم سنّ بالایی که داره هنوز ماشاالله بزنم به تخته سروموروگنده مشغول فعّالیّت ‌های هنری است و حتّی در سال 2006 یک تور دور دنیا رو شروع کرده‌است.آهنگ yesterday when I was young یکی از معروف‌ترین آهنگ‌هایی است که آزناور در سال 1961 خوانده. نسخه‌های متعددی از این آهنگ توسط خواننده‌های دیگر به زبان‌های فرانسوی به نام Hier Encore ، ایتالیایی Ieri Si و اسپانیایی هم Ayer Aún خوانده‌شده. خواننده‌های زیادی از جمله خولیو ایگلسیاس پدر اون پسره مرتیکه مانتی‌سانتال مثلاً‌ عاشق‌پیشه انریکو ایگلسیاس،‌ ری کلارک(نمی‌شناسمش) و آن مرد وارسته خدابیامرز دوست‌داشتنی فرهادمهراد. ویدیو کلیپ اون رو هم می تونید اینجا ببینید. همین!
      برای ترجمه بخش‌هایی از این ترانه از مطلب "طوفان در شهر ما" نوشته خانم: ویدا قهرمانی که در مجلّه هفت شماره 14 چاپ شده‌است، استفاده کردم.


      آن روزها وقتی که جوان بودم.
      آن روزها وقتی که جوان بودم
      طعم زندگی به شیرینی قطره‌های باران بود بر زبانم.
      سر به سر زندگی می‌گذاشتم،
      تو گویی بازی احمقانه‌ای است.
      همان‌گونه که نسیم شامگاهی
      سر به سر شعله شمع می‌گذارد.
      هزاران رویا در سر،
      و چه برنامه‌های باشکوهی برای خود داشتم.
      دریغا که هر چه می‌ساختم، بر شن های روان می‌ساختم،
      شب‌ها می‌زیستم و از نور عریان روز می‌گریختم.
      و اکنون تنها می‌‌بینم که سال‌ها چگونه از برابرم می‌گریزند.

      آن روزها وقتی که جوان بودم
      چه بسیار ترانه‌های سرمستی که در انتظار سرودن بودند.
      چه بسیار سرخوشی‌هایی که در انتظار من بودند
      و جه بسیار درد و رنج‌هایی که بودند چشمان خیره‌ام نمی‌دیدند.
      به سرعت می‌دویدم و جوانی و زمان را به زانو درآوردم.
      و هرگز مکث نکردم تا ببینم معنای زندگی چیست.
      و هر گفتگویی که اکنون می‌توانم به یاد ‌آورم
      مرا در خود فرومی‌برد، و دیگر هیچ.

      آن روزها ماه آبی بود.
      و هر روز شوریده،‌ چیز تازه‌ای برای ما به ارمغان داشت.
      عمرم را همانند عصای جادو به کار می‌بردم،
      و هرگز بیهودگی و هدر رفتن ناشی از آن را نمی‌دیدم.
      بازی عشق بود که با تکبّر و غرور نقش‌آفرینی مي‌کردم.

      و هر شعله‌ای که افروختم، ‌به سرعت فرو ‌نشست.
      تمام دوستانم به نوعی پراکنده شدند،
      و در آخر من، تنها بر صحنه نمایش باقی ماندم.
      چه بسیار ترانه‌هایی در ذهنم هستند،
      که هرگز خوانده نخواهند شد.
      بر زبانم طعم تلخ قطره ای اشک را احساس می‌کنم.
      و زمان به سویم می‌آید
      به تاوان آن روزها
      آن روزها وقتی که جوان بودم.

      yesterday when I was young
      yesterday when I was young
      the taste of life was sweet as rain upon my tongue
      I teased at life as if it were a foolish game
      the way the evening breeze may tease a candle flame
      the thousand dreams I dreamed, the splendid things I planned
      I always built, alas, on weak and shifting sand
      I lived by night and shunned the naked light of day
      and only now I see how the years ran away

      yesterday when I was young
      so many drinking songs were waiting to be sung
      so many wayward pleasures lay in store for me
      and so much pain my dazzled eyes refused to see
      I ran so fast that time and youth at last ran out
      I never stopped to think what life was all about
      and every conversation I can now recall
      concerned itself with me, and nothing else at all

      yesterday the moon was blue
      and every crazy day brought something new to do
      I used my magic age as if it were a wand
      and never saw the waste and emptiness beyond
      the game of love I played with arrogance and pride

      and every flame I lit too quickly, quickly died
      the friends I made all seemed somehow to drift away
      and only I am left on stage to end the play
      there are so many songs in me that won't be sung
      I feel the bitter taste of tears upon my tongue
      the time has come for me to pay for
      yesterday when I was young

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 25 بهمن 1386  

      به آخر خط رسیده

      آهنگ این هفته آهنگ losing my religion کار گروه R.E.M است که در سال 1991 در قالب آلبوم Out of the time منتشر شد. برخلاف کلیپ این آهنگ که از درون‌مایه‌ای مذهبی برخوردار است عنوان آهنگ به هیچ‌وجه به معنی از دست دادن مذهب و ... نمی‌باشد. در قسمتی از آهنگ مایکل استیپ این خط را می‌خواند:"این‌منم در تنگنا/این منم زیر ذرّه‌بین/در آستانه جان به لب رسیدن. اصطلاح losing my religion" در نواحی جنوب آمریکا به حالتی می‌گویند که شخص در آستانه جان به لب رسیدن و یا به ستوه‌آمدن و یا به آخر خط رسیدن باشد. استیپ در مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز اظهار داشته که آهنگ درباره یک تجلّی عاشقانه‌ست. همچنین در مصاحبه با مجله Q نیز گفته که losing my religion" در مورد شخصی است که به شدّت دلتنگ شخص دیگری شده و در انتظار بازگشت او می‌باشد". استیپ تم این آهنگ را با تم آهنگ "بر هر نفسی که می‌کشی" از گروه Police (این آهنگ در نوبت پخش شدن در این صفحه قرار دارد) مقایسه می‌کند و می‌گوید:"من همیشه فکر می‌کنم که بهترین ترانه‌ها آنهایی هستند که شخص به آنها گوش کند،‌ خود را در آن موقعیت ببیند و بگوید، درسته! این خود من هستم. این داستان زندگی منه".
      کلیپ این ترانه توسط تارسم تینگ کارگردانی شده‌است و موضوع آن بر اساس داستان کوتاه "مردی بسیار پیر با بال‌هایی عظیم" (یکی از زیباترین‌ داستان‌های کوتاهی که تا به حال خوانده‌ام) اثر گابریل گارسیا مارکز می‌باشد. داستان فرشته‌ای که از بهشت به زمین سقوط می‌کند و مردم با به نمایش گذاشتن او پول پارو می‌کنند.
      این آهنگ و ویدیو‌کلیپ آن برنده جوایز زیادی شده‌اند و در بسیاری کشورها جزو پرفروش‌ترین‌های جدول بوده‌اند. همچنین در لیست 500 آهنگ برتر همه دوران‌ها که توسط مجلّه رولینگ‌استون تهیه شده رتبه 169 را دارد. کلیپ زیبای آن را هم می‌توانید در اینجا ببینید.(اگر به اینترنت با سرعت بالا دسترسی ندارید می‌توانید آن را در شبکه VH1 ببینید. این شبکه هر هفته حداقل سه بار این کلیپ را پخش می‌کند!



      در آستانه جان به لب رسیدن

      آه، زندگی بزرگتر است
      بزرگتر از تو
      و تو، من نیستی
      و مسافتی که طی خواهم کرد
      مسافتی است در چشمانت.
      آه نه، زیاد گفته‌ام.
      و شروع می‌کنم.

      این‌منم در تنگنا
      این منم زیر ذرّه‌بین
      در آستانه جان به لب رسیدن
      درحال سعی برای پابه‌پای تو آمدن
      و نمی‌دانم که می‌توانم از پس‌اش برایم یا نه
      آه نه، زیاد گفته‌ام،
      ولی کافی نیست.
      فکر مي‌کنم خنده‌ات را شنیدم.
      فکر می‌کنم آوازت را شنیدم.
      فکر می‌کنم تلاشت را دیدم.

      هر نجوایی از
      هر ساعت بیدارباش من
      در حال انتخاب اعترافاتم هستم.
      همانند دردی گمشده و احمقی کور
      برای برنداشتن چشمانم از تو سعی می‌کنم
      آه نه، زیاد گفته‌ام.
      شروع می‌کنم.

      گوش کن، گوش کن.
      هر لحظه از این قرن
      گوش کن.
      چه می‌شد اگر همه این رویاها
      که دست‌ و پا مي‌زنند،
      و لغزشی که مرا به زانو در آورد،
      از بین می‌رفتند.
      و حالا خیلی گفته‌ام.
      فکر مي‌کنم خنده‌ات را شنیدم.
      فکر می‌کنم آوازت را شنیدم.
      فکر می‌کنم تلاشت را دیدم.

      امّا این فقط یک رویا بود
      یک رویا

      این‌منم در تنگنا،
      این منم زیر ذرّه‌بین،
      در آستانه جان به لب رسیدن.
      درحال سعی برای پابه‌پای تو آمدن
      و نمی‌دانم که می‌توانم از پس‌اش برایم یا نه
      آه نه، خیلی گفته‌ام.
      ولی کافی نیست.
      فکر مي‌کنم خنده‌ات را شنیدم.
      فکر می‌کنم آوازت را شنیدم.
      فکر می‌کنم تلاشت را دیدم.

      امّا آن فقط یک رویاست.
      سعی کن، گریه کن، به پرواز در آی و سعی کن
      آن فقط یک رویاست،
      فقط یک رویا
      فقط یک رویا،‌رویا

      Losing my religion
      Life is bigger
      It's bigger than you
      And you are not me
      The lengths that I will go to
      The distance in your eyes
      Oh no I've said too much
      I set it up

      That's me in the corner
      That's me in the spotlight
      Losing my religion
      Trying to keep up with you
      And I don't know if I can do it
      Oh no I've said too much
      I haven't said enough
      I thought that I heard you laughing
      I thought that I heard you sing
      I think I thought I saw you try

      Every whisper
      Of every waking hour I'm
      Choosing my confessions
      Trying to keep an eye on you
      Like a hurt lost and blinded fool
      Oh no I've said too much
      I set it up

      Consider this, consider this
      The hint of the century
      Consider this
      The slip that brought me
      To my knees failed
      What if all these fantasies
      Come flailing around
      Now I've said too much
      I thought that I heard you laughing
      I thought that I heard you sing
      I think I thought I saw you try

      But that was just a dream
      That was just a dream

      That's me in the corner
      That's me in the spotlight
      Losing my religion
      Trying to keep up with you
      And I don't know if I can do it
      Oh no I've said too much
      I haven't said enough
      I thought that I heard you laughing
      I thought that I heard you sing
      I think I thought I saw you try

      But that was just a dream
      Try, cry, fly and try
      That was just a dream
      Just a dream
      Just a dream, dream

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 18 بهمن 1386  

      دیده دریا کنم

      مطلب این هفته رو از صفحه گروه اوهام در وبگاه ویکی پدیا امانت گرفتم.

      اوهام یک گروه موسیقی ایرانی است که سبک آن تلفیقی است از راک و موسیقی ایرانی به همراه اشعار حافظ. این گروه در سال ۱۳۷۸ توسط شهرام شعرباف (آواز و آهنگ‌سازی) به همراه شاهرخ ایزدخواه (گیتار الکتریک) و بابک ریاحی‌پور (گیتار بیس) در تهران تشکیل شد. اولین آلبوم خود «نهال حیرت» را در تابستان همان سال ضبط کرد و با یک شرکت برای انتشار آن قرداد بست. اما وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی از دادن مجوز به اوهام خودداری کرد و موسیقی آنان را اثری غربی و فاقد استانداردهای قانونی دانست. هرچند که اوهام یک گروه زیرزمینی باقی ماند، اما از طریق انتشار آهنگ‌هایش بر روی وب‌گاه رسمی خود توانست شهرت و طرفداران قابل توجه‌ای پیدا کند. در سال ۱۳۸۲ بابک و شاهرخ از گروه جدا شدند و شهرام به تنهایی به فعالیت خود در گروه ادامه داد، و در سال ۱۳۸۴ توانست با یک شرکت کانادایی برای دومین آلبوم خود قرارداد ببندد.
      تاریخچه
      اوهام که نتوانسته‌بود برای آلبوم «نهال حیرت» از وزارت ارشاد مجوز بگیرد، در زمستان ۱۳۷۹ وب‌گاه رسمی خود را راه‌انداخت و تمام آهنگ‌های «نهال حیرت» را به صورت رایگان در اختیار شنوندگان قرار داد. بدین ترتیب آهنگ‌های اوهام در مدت کوتاهی بین جوانان ایرانی پخش شد و توانست طرفداران بسیاری بدست آورد. اوهام در این مدت همچنان به تلاش‌های خود برای انتشار قانونی آلبوم و نیز اجرای زنده ادامه می‌داد که هیچ کدام به ثمر نرسید.
      در زمستان ۱۳۸۰ اوهام توانست اولین اجرای زنده خود را به صورت خصوصی در کلیسای روس ارتودکس تهران برگزار کند، و در آن آلبوم «نهال حیرت» را به صورت کامل اجرا کرد. اما گروه همچنان از اجرای زنده به صورت رسمی محروم بود. در پاییز ۱۳۸۱ اوهام دو آهنگ جدید خود را با نام‌های «حافظ عاشق است» و «راه عشق» ضبط کرد. این دو آهنگ که به صورت مجموعه‌ای به نام «حافظ عاشق است» عرضه گردید، آخرین کار گروه با اعضا اولیه خود بود. این دو آهنگ قبل از عید ۱۳۸۲ از طریق وب‌گاه رسمی اوهام عرضه شد که در همان هفته اول بیش از ۱۵۰۰۰ بار بارگیری شد. .
      در اوایل ۱۳۸۲ شاهرخ و بابک هر کدام به دلیلی از گروه جدا شدند، و گروه برای مدتی از هم پاشید. تا اینکه شهرام پس از اقامت کوتاه خود در کانادا به ایران بازگشت و دوباره گروه را به تنهایی راه‌انداخت. در بهار ۱۳۸۳ شهرام گروهی را تشکیل داد و برای اجرای زنده کارهای خود به شهرهای برلین، هامبورگ و روستوکِِ آلمان سفر کرد. پس از بازگشت به تهران گروه توانست چندین اجرای زنده دیگر داشته باشد که از جمله آن می‌توان به اجرا زنده گروه به مناسبت روز جهانی ایدز (که به صورت خیریه برگزار می‌شد) اشاره کرد.
      اواخر ۱۳۸۳ شهرام شروع به ضبط نهایی آهنگ‌هایی کرد که طی دو سال گذشته آماده و ضبط کرده‌بود. در تابستان ۱۳۸۴ توانست آنها را به صورت یک آلبوم به نام «آلوده» در آورد، و شرکت «بم آهنگ» در کانادا مسئولیت چاپ و پخش آن در آمریکای شمالی و اروپا را بر عهده گرفت. اوهام در ۳۰ مهر ۱۳۸۵ (۲۲ اکتبر ۲۰۰۶) یکی از شرکت‌کنندگان در جشنواره میان‌کهکشانی موسیقی ایرانی در زندام هلند بود.


      دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
      و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
      از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
      کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
      مایه خوش‌دلی آنجاست که دلدار آنجاست
      می‌کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
      بند برقع بگشاای مه فرخنده لقا
      تا چو زلفت سر سودا زده در پا فکنم
      خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست
      عقده در بند کمر ترکش جوزا فکنم
      جرعه جام برین تخت روان افشانم
      غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
      حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
      من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 11 بهمن 1386  

      حقیر

      خب. انتخاب این هفته Creep یکی از آهنگ‌های معروف گروه راک انگلیسی رادیوهد است. آهنگی که این گروه با آن معروف شدند. از اولین آلبوم آنها به نامPablo Honey . وقتی در سپتامبر سال 1992 این آهنگ منتشر شد، رادیو یک بریتانیا آن را بسیار غمگین و افسرده تشخیص داد و تنها دو بار آن را پخش کرد و از لیست آهنگ‌های قابل پخش آن خارج شد. ولی این آهنگ با گذشت زمان به یکی از موفق‌ترین آهنگ‌های گروه رادیوهد تبدیل شد.
      خود تام یورک در باره این آهنگ می‌گوید که آن را وقتی که در دانشگاه اکستر در حال تحصیل بوده‌ نوشته‌است. آهنگ درباره داستان مردی است که اعتماد به نفس ندارد و در حال جلب توجه زنی‌است که موردعلاقه‌اش است. خود من به شخصه ترجیح می‌دهم این‌طور به این آهنگ نگاه کنم که داستان در آسایشگاهی روانی می‌گذرد که یکی از بیماران بستری، عاشق زنی زیبا، آرمانی و اثیری است که احساس می‌کند به مراتب بالاتر از اوست و هرگز به وصال او نخواهد رسید و محکوم به دردکشیدن باقی خواهد ماند. صدای خسته و شکسته تام یورک در سطرهای آخر آهنگ وقتی که با خستگی تمام،‌ انگار که بار هزاران سال عاشق بودن بر دوش‌هایش سنگینی می‌کند و می‌گوید But I'm a creep, I'm a weirdo و یا آنجا که ناله‌کنان فریاد می‌کشد که she run, run, run, run, run. تمام حس یک عاشق حسرت کشیده را به نمایش می‌گذارد. ناگفته نماند که این برداشت کاملاً شخصی است و به تعداد کل شنونده‌های یک آهنگ می‌شود از آهنگ برداشت‌های مختلفی داشت.
      در سال 2005 این آهنگ از سوی مجله Q در رتبه 15 از صد آهنگ برتر همه دوران‌ها که توسط گیتار نواخته‌شده‌اند، انتخاب شد. آهنگ در نسخه‌های متعددی منتشر شده است. نسخه اصلی که شامل کلمه بی‌ناموسی f**king special می‌باشد (همین آهنگی که الان در حال شنیدنش هستید)، نسخه‌ای که برای پخش از رادیو و ساخت کلیپ اجرا شد و در آن به جای کلمه بی‌ناموسی ذکر شده از کلمه very استفاده شده‌است، یک اجرای سولو که تام یورک به تنهایی با گیتار اجرا کرده‌است و همچنین اجرایی که در آن جانی دپ (همون کاپیتان جک‌اسپاروی خودشون و ویلیام بلیک خودمون) نوازندگی یکی از گیتارها را به عهده گرفته است که اگر خیلی مایل باشید مي‌توانید کلیپ آن را در یوتیوپ پیدا کنید. من خسته‌ام و حوصله‌اش را ندارم. خودتون زحمت‌اش رو بکشید. خوابم می‌آد و می‌خواهم بخوابم.



      حقیر

      وقتی که قبلاً این‌جا بودی،
      نمی‌تونستم تو چشمات نگاه کنم.
      مثل یه فرشته بودی
      و پوستت من رو به گریه می‌انداخت.
      تو یه دنیای خیلی قشنگ
      مثل یه پر سبک بودی و پرواز می‌کردی.
      کاش من هم یه نفر خاص بودم،
      اون‌قدر که توی لعنتی خاصَّی.

      اما من یه آدم حقیرم، ‌یه آدم پست.
      این‌جا چه غلطی می‌کنم؟
      من که مال این‌جا نیستم.

      اهمیّتی نمی‌دم اگر این موضوع اذیّتم کنه.
      می‌خوام رو خودم کنترل داشته باشم.
      یه بدن بی‌نقص می‌خوام،
      و یه روح کامل.
      و وقتی که این دوروبرها نبودم
      نبودنم برات مهم باشه.
      کاش من هم یه نفر خاصّ بودم،
      اون قدر که توی لعنتی خاصّی.

      اما من یه آدم حقیرم، ‌یه آدم پست.
      این‌جا چه غلطی می‌کنم؟
      من که مال این‌جا نیستم.

      اون داره می‌ره از این‌جا.
      داره می‌ره.
      اون می‌ره، می‌ره، می‌ره، می‌ره.

      اون‌قدر که توی لعنتی خاصّی.
      همه چیز شادت می‌کنه،
      همه‌چیز برات مهیّاست.
      کاش من‌هم یه نفر خاص بودم.

      اما من یه آدم حقیرم، ‌یه آدم پست.
      این‌جا چه غلطی می‌کنم؟
      من مال این‌جا نیستم.
      من مال این‌جا نیستم.

      Creep
      When you were here before,
      couldn't look you in the eye.
      You're just like an angel,
      your skin makes me cry.
      You float like a feather,
      in a beautiful world
      I wish I was special,
      you're so f**king special.

      But I'm a creep, I'm a weirdo.
      What the hell am I doing here?
      I don't belong here.

      I don't care if it hurts,
      I want to have control.
      I want a perfect body,
      I want a perfect soul.
      I want you to notice,
      when I'm not around.
      You're so f**king special,
      I wish I was special.

      But I'm a creep, I'm a weirdo.
      What the hell am I doing here?
      I don't belong here

      She's running out the door,
      she's running,
      she run, run, run, run, run.

      Whatever makes you happy,
      whatever you want.
      You're so f**king special,
      I wish I was special,

      but I'm a creep, I'm a weirdo.
      What the hell am I doing here?
      I don't belong here,
      I don't belong here

      لينک مطلب نظرات
        دوشنبه، 8 بهمن 1386  


      خب. بازهم این مثنوی تأخیر شد. مقصر اصلی کسی نیست به جز آقای ایلیای عزیز، پسر دوست‌داشتنی اینجانب که با تولد خودشون در هفته گذشته باعث به وجود آمدن این تأخیر شدند. امیدوارم یه روزی کلید این صفحه را به ایشان بسپارم تا مسئولیت خطیر به روز کردن این صفحه را به عهده بگیرند و جبران مافات کنند.


      لئونارد کوهن خواننده، شاعر، آهنگساز و نویسنده یهودی در 21 سپتامبر سال 1934 در وست‌مونت کانادا به دنیا آمد. اولین کتاب شعر خودش را در 1956 و اولین رمان خود را در 1963 منتشر کرد. در حدود 15 آلبوم موسیقی منتشر کرده و کتابهای رمان و شعر زیادی نیز نوشته‌است. از میان آلبوم‌های او آلبوم‌های Various Positions و I'm Your Man از بقیه معروف‌تر هستند. فیلم‌سازهای زیادی از ترانه‌های او در فیلم‌هایشان استفاده کرده‌اند که متاسفانه همین الان به یادم آمد که یادم نمی‌آید به غیر از دو ترانه‌ای که الیوراستون در فیلم قاتلین مادرزاد روی تصاویر فیلم سوار کرده استکدام کارگردان از کدام ترانه لئونارد کوهن در کدام فیلم استفاده کرده‌است! این ضعف حافظه اینجانب را ببخشید. مرگ که نیست. خوب می‌شه!



      به رقص آر مرا

      با چنگی زیبا
      به رقص آر مرا تا زیبای‌ات.
      به رقص آر مرا از تنگنای هراس
      تا گستردگی آرامش.
      مرا چون شاخه‌ی زیتونی بر گیر
      و کبوتری باش که به سمت خانه پرواز می‌کند.
      به رقص آر مرا تا نهایت عشق.
      به رقص آر مرا تا نهایت عشق.

      زمانی که شاهدان همه رفتند
      آه بگذار تا زیبای‌ات را بنگرم.
      بگذار تا حس کنم خرامیدن‌ات را
      چونان که حس می‌کردند در بابل.
      نشان ده به آرامی آتچه را که تنها می‌دانم نهایت‌اش است.
      به رقص آر مرا تا نهایت عشق.
      به رقص آر مرا تا نهایت عشق.

      و به رقص آر مرا تا به جشن عروسی‌ات
      نرم و عرق‌ریزان
      حالا که هر دو در زیر عشق‌ایم.
      و هردو بالای عشق
      به رقص آر مرا تا نهایت عشق.
      به رقص آر مرا تا نهایت عشق

      . به رقص آر مرا سوی کودکانی که می‌خواهند زاده شوند،
      به رقص آر مرا سوی پرده‌هایی که ورای‌شان
      بوسه‌هامان کهنه شده‌اند.
      خیمه‌ای به پا کن
      پناهِ مرا
      خیمه‌ای حتّی پاره‌پاره
      و به رقص آر مرا تا انتهای عشق.

      با چنگی زیبا
      به رقص آر مرا تا زیبای‌ات.
      به رقص آر مرا از تنگنای هراس
      تا گستردگی آرامش.
      لمس کن مرا با دستان عریان‌ات
      لمس کن مرا با دستان پوشیده‌ات
      و به رقص آر
      به رقص آر مرا تا
      انتهای عشق.
      و به رقص آر
      به رقص آر مرا تا
      انتهای عشق.

      Dance me to the end of love
      Dance me to your beauty with a burning violin
      Dance me through the panic till I’m gathered safely in
      Lift me like an olive branch and be my homeward dove
      Dance me to the end of love
      Dance me to the end of love




      Oh let me see your beauty when the witnesses are gone
      Let me feel you moving like they do in Babylon
      Show me slowly what I only know the limits of
      Dance me to the end of love
      Dance me to the end of love



      Me to the wedding now, dance me on and on
      Dance me very tenderly and dance me very long
      Were both of us beneath our love, were both of us above
      Dance me to the end of love
      Dance me to the end of love


      Dance me to the children who are asking to be born
      Dance me through the curtains that our kisses have outworn
      Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
      Dance me to the end of love



      Dance me to your beauty with a burning violin
      Dance me through the panic till I’m gathered safely in
      Touch me with your naked hand or touch me with your glove
      Dance me to the end of love
      Dance me to the end of love
      Dance me to the end of love

      ترجمه ترانه برگفته‌شده با کمی تغییر از کتاب "من گم شده‌بودم"- گزیده اشعار لئوناردکوهن- برگردان:پیام بهتاش- نشر کارنگ- چاپ اول- سال 1376

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 27 دی 1386  

      آهای تویی که اون بیرونی...

      گروه Evanescence در سال 1998 توسط Amy Lee خواننده و Ben Moodyگیتاریست سابق گروه تشکیل شد. بعد از ضبط دو ترانه خصوصی و یک آلبوم با نام Origin، در سال 2003 اولین آلبوم حرفه‌ای خودشون رو با نام Fallen منتشر کردند که در حدود 15 میلیون کپی از اون به فروش رفت. این آلبوم اونها رو برنده دو جایزه گرمی کرد و یک شبه راه هزارساله رو طی کردند و تبدیل شدند به یکی از معروفترین گروه‌های راک آلترناتیو در دنیا. دومین آلبوم اونها که در استودیو ضبط شده‌بود با نام The Open Door در سال 2006 منتشر شد و بیش از چهار میلیون نسخه در دنیا فروخت.

      Amy Lee وقتی که تنها شش یا هفت سال داشت خواهر کوچکش رو از دست می‌ده و این شعر رو به یاد سروده. اونطور که در شعر آمده این خبر رو وقتی که در مدرسه بوده شنیده. در تمام شعر با خودش کلنجارمی‌ره که این خبر دروغه و فقط یه کابوسه. ولی در انتها ناگهان می‌فهمه که خواب نبوده،‌ این خبر کابوس نیست و اون خواهرش رو واقعاّ از دست داده.


      آهای...

      دوباره زنگ مدرسه به صدا در اومد،
      دوباره بازی ابرهای بارانی شروع شد،
      کسی بهت نگفته که اون دیگه نفس نمی‌کشه؟
      آهای، من ذهنت هستم، کسی که می‌تونی باهاش حرف بزنی.
      آهای...
      اگر لبخند زدم و باورم نشد،
      به خاطر اینه که به زودی از این خواب بیدار می‌شم.
      سعی نکن تنبیه‌ام کنی، من هنوز نشکسته‌ام.
      آهای... من دروغی هستم که می‌تونی پشتش مخفی‌‌شی
      گریه نکن. . .
      ناگهان متوجه می‌شوم که خواب نیستم.
      آهای، من هنوز اینجام
      به همراه همه اون چیزهایی که از دیروز باقی‌موندند.

      Hello
      Playground school bell rings again,
      Rain clouds come to play again,
      Has no one told you she's not breathing?
      Hello, I am your mind giving you someone to talk to,
      Hello...
      If I smile and don't believe,
      Soon I know I'll wake from this dream,
      Don't try to fix me, I'm not broken,
      Hello, I'm the lie, living for you so you can hide,
      Don´t cry...
      Suddenly I know I'm not sleeping,
      Hello, I'm still here,
      All that's left of yesterday...

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 20 دی 1386  

      تا ابد جوان



      Alphaville گروه راک آلمانی ست که در سال 1980 تشکیل شد. معروفترین آهنگ آنها آهنگ Big in Japan است که در ایران نیز جزو محبوب‌ترین آهنگ‌های دهه شصت و اوایل هفتاد شمسی بود. (متأسفانه از اونجایی که اینجانب به هیچ‌وجه از این آهنگ خوشم نمی‌اد و می‌خواهم که سر به تنش نباشه و از اونجایی که هم شدیداً آدم خودخواهی هستم، به هیچ وجه منتظر شنیدن اون تو این صفحه نباشید). جالب است که بدانید نام قبلی گروه قبل ازAlphaville  نام همین ترانه Forever Young بوده است. این گروه هنوز هم مشغول اجرای تورهای دور دنیا و انتشار آلبوم هستند و آخرین اثر آنها هم در سال 2006 منتشر شده است.
       "Forever Young ترانه‌ای است که در سال 1984 منتشر شد. در آن زمان از لحاظ تجاری آهنگ موفقی نبود و هیچگاه به جمع پرفروش‌ترین‌ آهنگ‌های اروپا و یا آمریکا وارد نشد. با این حال بارها و بارها توسط گروه‌های مختلفی دوباره‌خوانی شده‌است و جالب است بدانید که اجراهای دوباره‌ای که از این آهنگ شده،‌ در کشورهای مختلف اروپایی جزو پرفروش‌ترین‌های روز بوده اند! هم‌چنین آهنگ موردعلاقه کارگردان‌های آگهی‌های بازرگانی است و به سبب شعر و مضمونی که دارد در آگهی‌های تلویزیونی زیادی مورد استفاده قرار گرفته‌ست.

      برای ترجمه این قسمت از ترانه:
      Can you imagine when this race is won
      Turn our golden faces into the sun
      Praising our leaders we're getting in tune
      The music's played by the mad men

      دچار سندرم "عدمشیرفهمشدنبهعلتسختبودنمتن" شدم و اگر می‌بینید ترجمه " تحت‌اللفظی اون زیاد به دل نمی‌چسبه بدونید که علّت اون چیزی نیست به جز سندرم "عدمشیرفهمشدنبهعلتسختبودنمتن" !

      بیا و اندکی برقص، بیا و زیبا برقص.
      بهشت مي‌تواند منتظر بماند،‌ ما تنها به تماشای آسمان‌ها نشسته‌ایم.
      آرزوی بهترین‌ها را داریم، اما منتظر بدترین‌ها هستیم.
      بمب‌ را رها می کنی یا نه؟

      بگذار تا جوان بمیریم و یا بگذار تا ابد بمانیم.
      توانی نداریم امّا هیچ‌گاه نمی‌گویم هرگز
      بر روی زمین شنی نشسته‌ایم.
      زندگی سفری کوتاه است،
      و یا نوایی است برای مردی غمگین.

      می‌توانی تصور کنی زمانی که پیروز شدند،‌
      چهره‌های طلایی‌مان را به سوی خورشید بگردان
      هماهنگ با هم، رهبران‌مان را ستایش می‌کنیم.
      نوایی که مردی دیوانه می‌نوازد.

      برای همیشه جوان، مي‌خواهم برای همیشه جوان بمانم.
      مي خواهی تا ابد بمانی، تا ابد و برای همیشه؟
      تا ابد جوان،‌ مي‌خواهم تا ابد جوان بمانم.
      مي خواهی تا ابد بمانی، تا ابد و برای همیشه؟

      گروهی همانند آب هستند، گروهی آتش.
      گروهی نوایی شیرینی هستند،‌ گروهی ضربانی سنگین.
      دیر یا زود،‌ همه رفتنی‌اند،
      چرا جوان نمی‌مانند؟
      سخت است بدون دلیل پیر شدن.
      نمي‌خواهم همانند اسبی در حال مرگ،‌ رو به موت باشم.
      جوانی همانند الماس‌های خورشید است،
      و الماس‌ها تا ابد می‌مانند.

      چه بسیار رخدادهایی که امروز زمان رخ‌دادن آنها نیست.
      چه بسیار ترانه‌هایی که قبل از جاری شدن بر لب،‌ فراموش می‌شوند.
      و چه بسیار رویاهایی که ناگهان می‌رقصند،
      و ما آنها را حقیقی می‌کنیم.

      برای همیشه جوان، مي‌خواهم برای همیشه جوان بمانم.
      مي خواهی تا ابد بمانی، تا ابد و برای همیشه؟
      تا ابد جوان،‌مي‌خواهم تا ابد جوان بمانم.
      مي خواهی تا ابد بمانی، تا ابد و برای همیشه؟
      تا ابد جوان،‌مي‌خواهم تا ابد جوان بمانم.
      مي خواهی تا ابد بمانی، تا ابد و برای همیشه؟
      Let's dance in style, lets dance for a while
      Heaven can wait we're only watching the skies
      Hoping for the best but expecting the worst
      Are you going to drop the bomb or not?

      Let us die young or let us live forever
      We don't have the power but we never say never
      Sitting in a sandpit, life is a short trip
      The music's for the sad men
      Can you imagine when this race is won
      Turn our golden faces into the sun
      Praising our leaders we're getting in tune
      The music's played by the mad men

      Forever young, I want to be forever young
      do you really want to live forever, forever and ever
      Forever young, I want to be forever young
      do you really want to live forever? Forever young

      Some are like water, some are like the heat
      Some are a melody and some are the beat
      Sooner or later they all will be gone
      why don't they stay young

      It's so hard to get old without a cause
      I don't want to perish like a fading horse
      Youth's like diamonds in the sun
      and diamonds are forever

      So many adventures couldn't happen today
      So many songs we forgot to play
      So many dreams swinging out of the blue
      We let them come true

      Forever young, I want to be forever young
      do you really want to live forever, forever and ever
      Forever young, I want to be forever young
      do you really want to live forever, forever and ever

      Forever young, I want to be forever young
      do you really want to live forever

      لينک مطلب نظرات
        شنبه، 15 دی 1386  

      فکر مي‌کنی کجا داری می‌ری؟

      خب. دو روزی این مثنوی تأخیر شد. بنا به دلایلی که ذکر اونها در اینجا ضرورتی نداره،‌ قرار به روز کردن صفحه در هر پنجشنبه تا به امروز به تأخیر افتاد که از همه شما معذرت می‌خوام. نوبت این هفته به Dire Straits، یکی از محبوب‌ترین گروه‌های راک در دنیا رسید. یکی از مورددلخواهترین‌های من. بعد از این تو این صفحه آهنگ‌های بیشتری از این گروه و خواننده اون‌ مارک نافلر عزیز خواهید شنید.



      Dire Straits در سال 1977 توسط Mark Knopfler (گیتاریست و خواننده)، برادر او David Knopfler(نوازنده گیتار)، John Illsley (نوازنده Bass) و Pick Withers (نوازنده درامز) تشکیل شد. اولین آلبوم آنها در سال 1978 به نام Dire Straits منتشر شد. از آن تاریخ تا سال 1995 که مارک نافلر گروه را منحل کرد در حدود 14 آلبوم با هم منتشر کردند. مارک نافلر بعد از فروپاشی گروه به تنهایی ادامه داد و تا سال 2007 ، 7 آلبوم منتشر کرده است. آهنگ این هفته به نام Where do you think You are going? رو از آلبوم Communiqué که در سال 1979 وارد بازار موسیقی شد انتخاب کردم.

      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      نمی‌دونی بیرون تاریکه؟
      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      غرور من برات هیچ اهمیّتی نداره؟
      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      فکر می‌کنم خودت هم نمی‌دوی.
      هیچ راهی نیست که بدونی،
      جای رو نداری که بری.

      خیلی زود، قبل از این که به اون در برسی،
      می‌تونم تغییرت رو بفهمم
      می‌دونم که فکر می‌کنی کجا می‌خواهی بری
      مي‌دونم که برای چی به اینجا اومدی،
      و حالا من از این مسخره بازی خسته‌شدم.
      می‌دونی که دوست دارم تو آزاد باشی.
      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      فکر می‌کنم بهتره با من بیایی.

      می‌گی دلیلی برای رفتن نداری،
      ولی هنوز برای شک کردن به من دلیلی داری.
      آهای دختره، اگر با من نیستی
      دوست داری که با من نباشی.

      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      نمی‌دونی بیرون تاریکه؟
      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      غرور من برات هیچ اهمیّتی نداره؟
      و حالا من از این مسخره بازی خسته‌شدم.
      می‌دونی که من دوست دارم تو آزاد باشی.
      فکر می‌کنی کجا داری می‌ری؟
      فکر می‌کنم بهتره با من بیایی.
      Where do you think you're going?
      Don't you know it's dark outside?
      Where do you think you're going?
      Don't you care about my pride?
      Where do you think you're going?
      I think that you don't know
      You got no way of knowing
      There's really no place you can go

      I understand your changes
      Long before you reach the door
      I know where you think you're going
      I know what you came here for
      And now I'm sick of joking
      You know I like you to be free
      Where do you think you're going?
      I think you better go with me girl

      You say there is no reason
      But you still find cause to doubt me
      If you ain't with me girl
      You're gonna be without me
      Where do you think you're going?
      Don't you know it's dark outside?
      Where do you think you're going?
      Don't you care about my pride?
      And now I'm sick of joking
      You know I like you to be free
      So where do you think you're going?
      I think you better go with me girl

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 6 دی 1386  

      مردی که اونجا نبود

      دیوید بووی در 8 ژانویه 1947 در بریکستون انگلستان به دنیا آمد. در سن 12 سالگی یک ساکسفون پلاستیکی به مناسبت کریسمس هدیه گرفت و علاقمند به موسیقی شد. با نام Davy Jones (یاد چه کسی افتادید؟) در گروه‌های مختلف نوازندگی کرد تا این‌که در 1969 با انتشار آهنگ Space Oddity یکشبه راه صدساله را طی کرد. در کنار آهنگسازی،‌ خوانندگی ، ساخت کلیپ‌های موسیقی و تهیه‌کنندگی در چند فیلم هم بازی کرده که معروفترین آنها عبارتند از:
      در سال 2006 در فیلم The Prestige در نقش Nikola Tesla
      در سال 1976 در فیلم The Man Who Fell to Earth نقش یک موجود بیگانه که از فضا به زمین می‌آید،
      در سال 1983 در فیلم Merry Christmas, Mr. Lawrence در نقش سرهنگ Jack Celliers
      در سال 1988 آخرین وسوسه مسیح و سال 1992 در فیلم Twin Peaks: Fire Walk With Me. همچنین برای نقش ژوکر در فیلم بتمن کاندید شده بود که خوشبختانه، هزاربار خوشبختانه این کار انجام نشد و جک‌نیکولسون بی‌همتا با قبول بازی در آن فیلم نقش ژوکر را جاودانه کرد.

      این ترانه برای اولین بار در سومین آلبوم دیوید بووی به نام The Man Who Sold the World در 4 نوامبر 1970 منتشر شد. ترانه توسط خواننده‌ها و گروه‌های مختلفی از جمله Lulu، Richard Barone و... بازخوانی  شده است. همچنین گروه افسانه‌ای Nirvana در سال 1993 در برنامه MTV Unplugged in New York آن را اجرا کردند که این اجرا معروف‌ترین اجرای دوباره این آهنگ به شمار مي‌آید. محسن نامجو هم ترانه‌ای به نام مرغ شیدا دارد که برای اجرای آن از آهنگ این ترانه استفاده کرده است.
      متن ترانه به طور آشکاری از شعر ترانه کودکانه‌ای به نام "The Psychoed" که توسط William Hughes Mearns سروده شده است، ‌الهام گرفته شده‌است:
      دیروز بالای پلّه‌ها
      مردی را ملاقات کردم،
      مردی که آنجا نبود
      مردی که امروز دوباره آنجا نبود
      ای‌کاش می‌‌توانست از اینجا برود.

      این شعر شما را به یاد چند ترانه و فیلم می اندازد؟


      مردی که دنیا را فروخت
      از پله ها بالا رفتیم، از گذشته‌ها حرف زدیم.
      با این‌که هرگز آنجا نبوده‌ام، او گفت که با او دوست بوده‌ام.
      تعجب کردم، در چشم‌هایش نگاه کردم و
      گفتم:« فکر می‌کردم در تنهایی مرده‌ای، بسیار پیش از این».
      اوه نه، من نمرده‌ام.
      هیچ وقت خودم را نباخته‌ام.
      و اکنون چهره در چهره‌ هستی
      در مقابل مردی که دنیا را فروخت.

      خندیدم، دستش را فشردم و به سمت خانه برگشتم.
      سال‌های سال سرگردان بوده‌ام به دنبال خانه و آرامشی،
      با نگاهی خیره، خیره شده‌ام به میلیون‌ها نفر،
      ما باید مدت‌ها پیش مرده باشیم، بسیار بسیار پیش از این.

      چه کسی می‌داند؟ من نمرده‌ام.
      ما هیچ گاه خودمان را نباختیم
      و اکنون چهره در چهره‌ هستی،
      در مقابل مردی که دنیا را فروخت.

      The Man Who Sold the World
      We passed upon the stair, we spoke of was and when
      Although I wasn't there, he said I was his friend
      Which came as some surprise I spoke into his eyes
      I thought you died alone, a long long time ago

      Oh no, not me
      I never lost control
      You're face to face
      With The Man Who Sold the World

      I laughed and shook his hand, and made my way back home
      I searched for farm and land, for years and years I roamed
      I gazed a gazley stare at all the millions here
      We must have died along, a long long time ago

      Who knows? Not me
      We never lost control
      You're face to face
      With the Man who Sold the World

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 29 آذر 1386  

      زمستون

      مطلب این هفته رو در مورد افشین مقدم همین طوری قلپّی از یکی از هفته‌نامه‌های پنجشنبه مرحوم روزنامه شرق که در تاریخ پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۵توسط خانوم مرضيه رسولى نوشته شده بود،‌کش رفتم.

      افشين مقدم صدايش بود اما چهره‌ای‌ نداشت. در اين سال‌ها كه آهنگ‌هايش دست به دست می‌گشت و به گوش نسل بعد از او می‌رسيد، هيچ كس نمی‌دانست كه اين صدای‌ گرم متعلق به چه چهره‌ای ‌است. بعد كه «زمستون» از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌مجوز انتشار گرفت و پوستر آن كنار پوسترهای‌ ديگر موسيقی‌ روز جا خوش كرد، تصوير خواننده هم جان گرفت. افشين مقدم را ديديم كه جلو كوه‌هايی ‌پر از برف ايستاده، دست به كمر زده و به دوربين خيره شده است. با ساعتی‌كه عقربه‌اش روی‌۴۵/۸ دقيقه ايستاده. چقدر جوان بود در آن سال ها، جوان ماند و جوان از دنيا رفت. ۳۱ سال داشت كه تصادف رانندگی‌در جاده شمال جانش را گرفت و از او آلبوم «زمستون» و يك آلبوم نيمه تمام به جا گذاشت، در روزهايی‌كه آهنگ هايش در همه جا پخش می‌شد: زمستون تن عريون باغچه چون بيابون، درختا با پاهای‌برهنه زير بارون...
      افشين مقدم كه رفت فرصتی‌پيش آمد تا آهنگ هايی‌كه خواند به تاراج برده شود.
      ميراث او به مذاق خيلی‌ها خوش آمد و هر كس قطعه ای‌را برداشت و با صدای‌خود ضبط كرد و خيلی‌ها نفهميدند اين آهنگی‌كه می‌شنوند متعلق به افشين مقدم است نه صدای‌كذايی‌كه آن را دوباره اجرا می‌كند بدون اينكه نام صاحب اصلی‌اثر را يادآوری‌كند: تو آخرين طبيبى، كه لحظه های‌آخر به داد من رسيدى، تو نوری‌از خدايی‌كه پيغام خدا را، به گوش من رساندى، بر روح من دميدى... شايد به خاطر همان صدای‌كذايی‌هم بود كه وزارت ارشاد به اين آهنگ كه يكی‌از قطعات مجموعه «زمستون» بود مجوز انتشار نداد. نه آهنگ مشكلی‌داشت و نه شعر، اما صدای ‌خواننده‌ای‌را تداعی‌می‌كرد كه آن را در منطقه ای‌ممنوعه به نام لس آنجلس دوباره اجرا كرده بود.
      بيشتر ترانه های‌افشين مقدم «اين جا» و «آن جا» خوانده شدند و خيلی‌ها از اصل ماجرا بی‌خبر بودند و اين بی‌انصافی‌البته فقط در حق او نشد، در حق خيلی‌های‌ديگر هم شد كه البته زنده نبودند تا رنج ببرند: قمرالملوك وزيرى، عصمت باقرپور، مهرپويا، غلامحسين بنان و... كاری‌اش هم نمی‌شود كرد. رسم روزگار چنين است و شايد آنها با اين كار باعث شدند كه آثار قديمی‌فراموش نشوند و از بين نروند؛ گيرم كه با اجرايی‌ضعيف و صدايی‌بد و بی‌ربط. افشين مقدم آنقدر مجال نداشت كه كارهايی‌جز همان دو آلبوم از خود به جا بگذارد، در اوج بماند يا سقوط كند. مثل خوانندگان ديگری‌كه بخت كمتری‌برای‌در اوج ماندن داشتند.
      افشين مقدم در تراس رستورانی‌در نزديكی‌شميران آواز می‌خواند. صدای‌گرمی‌داشت و تعلقش فقط خواندن بود نه پول. سعيد دبيری‌ترانه سرای‌بسياری‌از قطعات مجموعه «زمستون» می‌گويد كه يك روز به اين رستوران رفت و با افشين مقدم آشنا شد. افشين لوطی‌بود و ميز دبيری‌را حساب كرد و رفاقت آنها شروع شد. سعيد دبيری‌- كه بعدها با كوروش يغمايی‌و عليرضا افتخاری‌هم همكاری‌كرد- ترانه «زمستون» را گفت و از افشين مقدم كه در آن روزها در بلك كتز هم نقش كوچكی‌داشت خواست تا آن را به همراه چند ترانه ديگر اجرا كند.
      ترانه ها را در استوديو بل ضبط كردند و در سال ۱۳۵۴ آلبوم «زمستون» منتشر شد، خيلی‌هم سر و صدا كرد و اسم افشين مقدم را سر زبان ها انداخت و همين باعث شد كه او بلافاصله ضبط آلبوم دوم را با ساخته هايی‌از جهانبخش پازوكی‌شروع كند، درحالی‌كه چند روز بيشتر با مرگ فاصله نداشت. سعيد دبيری‌می‌گويد: «قبل از سفر شمال شب آخری‌كه افشين در تهران بود، به استوديو بل آمد و به چشم آذر اصرار كرد كه آهنگی‌را كه نصفه كاره مانده بود ضبط كند. به او گفتيم كه وقتی‌برگشت می‌تواند سر فرصت به استوديو بيايد اما او كه انگار از مرگش خبر داشت قبول نكرد. حتی‌آن شب از چند تا از دوستان و خانواده اش هم خداحافظی‌كرد و ديگر هيچ وقت صدای‌او را نشنيديم.»
      البته اگر افشين مقدم زنده بود، معلوم نبود كه به كدام دسته از خوانندگان ملحق می‌شد و هنرش چه سرنوشتی‌پيدا می‌كرد. «زمستون» هيچ وقت تجديد چاپ نشد تا سال پيش كه شركت ايران گام با ترديد آن را برای‌گرفتن مجوز به وزارت ارشاد فرستاد و توانست اجازه انتشار و پخش آن را بگيرد. با سه چهار قطعه ای‌كه از آلبوم حذف شده بود اين مجموعه به بازار آمد و خيلی‌هم خريدار داشت. شايد همان روزهای‌اول كسانی‌هم كه نام او را شنيده بودند و صدايش را می‌شناختند، نفهميدند مردی‌كه پشت به كوه ها ايستاده افشين مقدم است كه كارهايش را قبلاً گوش كرده بودند: جای‌تو خالى، جای‌تو مونده هنوز رو نقش قالى، امشب نمی‌ دونه دلم، تو در چه حالى... اما اين آلبوم مثل روزهای‌اولش تر و تازه بود و البته تقريباً شبيه هيچ كدام از آلبوم های‌پاپی‌كه اين روزها می‌شنويم نبود. پشت هر صدايی‌كه می‌شنيديم كسی‌بود كه ساز می‌زد. نه كامپيوتری‌برای‌صداسازی‌بود، نه كيبوردى. آهنگ با سازهايی‌مثل ويولن، ويولن آلتو، ترومپت، ساكسيفون، پيانو، گيتار، فلوت، جاز [درامز] و قانون اجرا شده بود كه همگی‌در استوديو حاضر بودند و حتی‌هيچ صدايی‌بعداً ميكس نشده بود. امكانات ضبط دهه ۵۰ مثل امروز نبود و آهنگ ها با حضور كامل نوازندگان، آهنگساز و خواننده ضبط می‌شدند. «زمستون» فعلی‌شامل ۱۱ ترانه است كه با مشهورترين كار افشين مقدم يعنی‌همان «زمستون» كه سعيد دبيری‌شعرش را سروده شروع می‌شود. سعيد دبيری‌می‌گويد كه اين كارها را اول مردم شنيدند و بعد به صورت نوار منتشر شد، زمانی‌كه ديگر صفحه از ارزش افتاده بود. البته تمام ترانه های‌اين آلبوم متعلق به او نيست.
      مسافر، به من نخند، آسمون، جاودانه، سينه ريز ستاره، گذشته، ای‌خدا، فانوس ماه، پاك باخته و گل افشين كه ترانه ای‌است به ياد خواننده قطعات ديگر اين آلبوم هستند كه افشين مقدم هيچ وقت مجال اجرای‌زنده آنها را پيدا نكرد. اما خوانندگان ديگر اين مجال را داشتند كه ترانه های‌او را به نام خود ثبت كنند. مثل ترانه مسافر كه هر موقع آن را با صدای‌افشين مقدم می‌شنويم بی‌اختيار صدای‌خواننده دوم آن هم در گوشمان می‌پيچد: روزی‌كه می‌خواستم از شهرمون برم، پيش هزاران چشم تو گريه می‌كردى، می‌گفتنی‌با حسرت ديگه برنمی‌گردى، گفتم كه عمر اين سفر كوتاه كوتاهه، گفتی‌كه ياد من هميشه با تو همراهه، گفتم مبادا جای‌من را ديگری‌گيرد، گفتی‌كه منتظر نشستن آخرين راهه... صدای‌سازهايی‌را می‌شنويم كه امروز ديگر در كمتر اثر پاپ ايرانی‌می‌شنويم: ترومپت، پيانو، ساكسيفون و...
      دوستداران افشين مقدم او هيچ وقت فكر نمی‌ كردند كه صدای‌او بعد از سه دهه دوباره زنده شود و حتی‌بتوانند آن را از رادیو پیام بشنوند.
      زمستون
      تن عريون باغچه چون بيابون
      درختا با پاهای برهنه زير بارون
      نميدونی تو که عاشق نبودی
      چه سخته مرگ گل برای گلدون
      گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
      واسه هم قصه گفتن عاشقانه
      چه تلخه چه تلخه
      بايد تنها بمونه قلب گلدون
      مثل من که بی تو
      نشستم زير بارون زمستون
      زمستون
      برای تو قشنگه پشت شيشه
      بهاره زمستونها برای تو هميشه
      تو مثل من زمستونی نداری
      که باشه لحظه چشم انتظاری
      گلدون خالي نديدي
      نشسته زير بارون
      گلای کاغذی داری تو گلدون
      تو عاشق نبودی
      ببينی تلخه روزهای جدايی
      چه سخته چه سخته
      بشينم بی تو با چشمای گريون

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 22 آذر 1386  

      اگر یه قایق بودی...

      خب. بازهم رسیدیم به یه پنجشنبه دیگه. قبل از هر چیز باید در مورد گذاشتن mp3 ترانه‌ها در جایی که قابل دانلود باشه، باید بگم که متاسفانه خط اینترنتی ذغال‌سنگی من برای آپلود کردن فایل‌های بزرگ! در حد 5 یا 6 مگابایت جواب نمی‌ده و برای آپلود اون‌ها باید یکی رو استخدام کنم تا سرعت ذغال ریختن تو آتیش‌زنه‌اش بالا باشه و کلی سابقه کار در لوکوموتیوهای قدیمی داشته‌باشه و متاسفانه فعلاً امکانش نیست. در عوض به مهدی پیشنهاد دادم که برای نشست بعدی همه ترانه‌ها رو رو سی‌دی بزنیم و برسونیم به دست هم ستونی‌های اعلای جان (از محمدصالح‌علا برای استفاده از این اعلا و جان دستخط دارم). فعلاً لینک فایل فلش رو می‌گذارم همین بغل تا بتونید به ترانه‌های قبلی هم دسترسی داشته باشید.
      همین جا و از این طریق به استاد گرامی و دوست عزیزمون علی رنجی‌پور که ترانه درخواستی ما "مرغ سحر" رو در نشست ستون اجرا کردند درود می‌فرستیم و از ایشون درخواست می‌کنیم که یه ترانه از ما درخواست کنند و به این عنوان که اولین ترانه درخواستی صفحه paranoid android رو ایشون درخواست کردند، مفتخر بشوند و اون رو تقدیم کنند به خودش و خودش! و خودم و خودتون و خودشون.
      Ketevan "Katie" Melua این دختره چشم خرمایی مو مشکی در سال 1984 در گرجستان‌به دنیا اومد. در ایرلند بزرگ شد و الان هم در لندن زندگی می‌کند. آهنگ‌‌های اون در ژانرهای Acoustic, blues, jazz دسته‌یندی می‌شوند. خوانندگی رو از سال 2003 با آلبوم Call off the Searchدر 19 سالگی آغاز کرده‌ست. آلبوم اولش در عرض پنج‌ماه 1.8 میلیون نسخه به فروش رفت و به صدر جدول پرفروش‌ترین‌های انگلستان جهید. آلبوم دوم‌اش هم به نام Piece by Piece در سال 2005 منتشر شد.
      یه حاشیه کمی جالب: کتی آهنگی خونده به نام "Nine Million Bicycles". که در قسمتی از اون می‌خونه:"ما 12 میلیارد سال تا لبه فاصله داریم، این یه حدسه،‌ کسی نمی‌تونه بگه حقیقت داره، ولی من می‌دونم که همیشه با تو خواهم موند." این شعر موجب شد که یه منتقد بیکار تو روزنامه گاردین بهش گیر بده که این شعر با واقعیت‌های کیهان شناسی جور در نمی‌اد و ملت بی‌کار هم کلی نامه به روزنامه می‌فرستند در موافقت یا مخالفت با این شعر. کتی هم که در مدرسه عضو باشگاه ستاره شناسی بود، پاشد رفت به BBC تو یه برنامه شرکت کرد و ترانه رو دوباره اجرا کرد و شعر اون رو این طور اصلاح کرد:" ما 13.7 میلیارد سال تا لبه کیهان قابل‌دید فاصله داریم، که تخمینی خوب با خطاهای موردقبوله و دانشمندان هم می‌گن که همین‌طوره، اما با دانشی با معلومات قابل دسترس و اطمینان به درست بودن اون، می‌تونم پیش‌بینی کنم که همیشه با تو خواهم موند!" و دهن همه مخالف‌ها و همین ُطور موافق‌ها رو با هم بست!
      رکورد اجرای کنسرت در عمیق‌ترین عمق زیرآب در عمق 303 متری دریای شمال با اجرای که در 2 اکتبر 2006 انجام داد متعلق به کتی و گروهش‌ست. با این کار اسمش در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد. (البته این رکورد سال 2007توسط یه گروه لهستانی شکسته شد.) هم‌چنین در 7 جولای 2007 هم در کنسرت Live Earth که به‌طور زنده و همزمان در چندشهر بزرگ دنیا برای مقابله با گرم شده زمین اجرا شد،‌ در کنسرت هامبورگ آهنگی رو اجرا کرد.
      در فیلم Grindhouse آخرین ساخته کوئنتین جان‌تارنتیون و رابرت رودریگوئز،‌در بخش Don't که یه آنونس قلّابیه نقش یه جنازه رو بازی می‌کنه که با تبر کله اش رو به دو نیم کردند!
      تازه‌ترین آلبوم اون به نام pictures در اول اکتبر سال 2007 همین دیروز پریروزها! به بازار اومده. آهنگی رو هم این هفته تو ستون گذاشتیم از این آلبوم انتخاب شده. کلیپ این ترانه رو هم می‌تونید اینجا ببینید .با تشکر از EM خود اهنگ رو می تونید از اینجا دانلود کنید:


      اگر کابوی بودی، دنبال‌ت می‌اومدم.
      اگر یه تیکه چوب بودی، روی زمین میخ‌ات می‌کردم.
      اگر یه قایق بودی، می‌روندمت تا ساحل.
      اگر رودخونه بودی، توی تو شنا می‌کردم.
      اگر یه خونه بودی، تمام روز رو توی تو زندگی می کردم.
      و اگر واعظ بودی، روش زندگی‌م رو عوض مي‌کردم.

      بعضی‌موقع‌ها من به سرنوشت معتقدم،
      اما شانس‌هایی که مواجهشون می‌شیم،
      همیشه رنگی از واقعیت دارند.
      تو روی دوست‌داشتن من شانس‌ت رو امتحان می‌کنی،
      من هم روی دوست‌داشتن تو.

      اگر تو زندان بودم، فراری‌ام می‌دادی.
      اگر تلفن بودم، تمام روز باعث می‌شدی زنگ بزنم.
      و اگر در درد و رنج بودم، برام آهنگ‌های آرام بخش می‌خوندی.

      بعضی‌موقع‌ها من به سرنوشت معتقدم،
      اما شانس‌هایی که مواجهشون می‌شیم،
      همیشه رنگی از واقعیت دارند.
      تو روی دوست‌داشتن من شانس‌ت رو امتحان می‌کنی،
      من هم روی دوست‌داشتن تو.

      اگر گرسنه بودم، بهم غذا می‌دادی.
      اگر در تاریکی بودم، من رو به نور راهنمایی می‌کردی.
      و اگر کتاب بودم، من رو هر شب مي‌خوندی.

      اگر کابوی بودی، دنبال‌ت می‌اومدم.
      اگر یه تیکه چوب بودی، روی زمین میخ‌ات می‌کردم.
      اگر یه قایق بودی، می‌روندمت تا ساحل.
      اگر یه قایق بودی، می‌روندمت تا ساحل.

      If you were a cowboy I would trail you,
      If you were a piece of wood I'd nail you to the floor.
      If you were a sail boat I would sail you to the shore.
      If you were a river I would swim you,
      If you were a house I would live in you all my days.
      If you're a preacher I'd begin to change my ways.

      Sometimes I believe in fate,
      But the chances we create,
      Always seem to ring more true.
      You took a chance on loving me,
      I took a chance on loving you.


      If I was in jail I know you'd spring me,
      If I was a telephone you'd ring me all day long,
      If I was in pain I know you'd sing me soothing songs.

      Sometimes I believe in fate,
      But the chances we create,
      Always seem to ring more true.
      You took a chance on loving me,
      I took a chance on loving you.


      If I was hungry you would feed me,
      If I was in darkness you would lead me to the light,
      If I was a book I know you'd read me every night,

      If you were a cowboy I would trail you,
      If you were a piece of wood I'd nail you to the floor.
      If you were a sail boat I would sail you to the shore.
      If you were a sail boat I would sail you to the shore

      لينک مطلب نظرات
        پنج شنبه، 15 آذر 1386  

      Forever Love

      خب. خوشحالم که این صفحه موردتوجه شما قرار گرفته. از لطف همه شما ممنونم.
      مثل اینکه دوستمون EM یه مطلبی رو در مورد جیمز بلونت آماده کرده‌بوده. از اونجایی که تازه به یکی از ترانه های جیمزبلونت گوش داده بودیم،‌مطلب دوستمون رو به همراه یکی از آهنگ های جیمز بلونت به هفته بعد موکول مي‌کنیم. آسمون‌خراش هم خواسته بود که تو این صفحه به آهنگ اصلی لینک بدیم. پیداکردن MP3 این آهنگ‌ها روی سرورهای FTPکار مشکلیه و اکثر این سرورها هم میزبان فایل‌های بی‌ناموسی هستند و اگر ما هم لینک بدیم بهشون یه جورایی دچار Elephant shit مي‌شیم! شما که نمی خواهید ستون‌کاغذی دچار Elephant Shit بشه و تو این اینترنت بی‌در و دروازه آواره بشیم؟
      Gary Barlow در 20 ژانویه 1972 تو چشایر انگلیس به دنیا اومده. عضو گروه معروف take that بوده. این گروه در سال 1990 تشکیل شد. اعضای اون Gary Barlow و Mark Owenو Howard Donaldو Jason Orangeو اون مرتیکه دلقک Robbie Williams بودند. دو آلبوم Everything Changes (که نامزد جایزه مرکوری در سال 90 شد) و Greatest Hits 1996 موفقیت زیادی براشون کسب کرده‌اند. تا سال 1995 که تو مراسم اهدای جوایز موسیقی پاپ انگلستان برای آخرین بار آهنگ back for good رو اجرا کردند و متلاشی شدن گروه اعلام شد، بیش از 26 میلیون کپی از آلبوم‌هاشون در دنیا فروش کرده بود. به طوری که تو همون زمان بی‌بی سی ادعا کرد که اونها بزرگترین گروه بریتانیایی بعد از بیتل‌ها هستند. (BBC از این زرها زیاد زده!). در سال 2006 فیلم مستندی در موردشون پخش شد که همزمان با اون هم آلبوم بهترین‌هاشون منتشر و دوباره به قول معروف گل کردند. اعضای قدیمی به جز اون مرتیکه دلقک Robbie Williams از خر شیطون پیاده شدند و بعد از ده سال دور هم جمع شدند و یه آلبوم به اسم 'Beautiful World' منتشر کردند که تا حالا 3/1 میلیون کپی از اون فروش کرده.
      دو ترانه شماره یک جدول و 5 ترانه ار بهترترین 40 موسیقی برتر بریتانا در دهه نود متعلق به Gary Barlow‌ست. یه جورایی موفقیتهای گروه take that مدیون ترانه‌ها و آهنگهایی بود که اون می‌نوشت.
      Gary Barlowآهنگ Forever Love رو بعد از فروپاشی گروه در سال 1996 در قالب آلبوم Open Road منتشر کرد که بلافاصله تبدیل به شماره یک انگلستان شد. Twelve Months, Eleven Days هم آلبوم بعدی بود. نه تنها خوانندگی می‌کنه بلکه برای کلی خواننده ریز ودرشت هم ترانه و آهنگ نوشته. همون‌طور هم که گفتم دوباره با همپالکی‌هاش گروه take that رو تشکیل دادند و فعلا به یاد ایام جوانی ترکتازی می‌کنند تا اینکه زمان متلاشی شدن دوباره شون سر برسه! کلیپ این ترانه رو هم می‌تونید اینجا ببینید

      عشق چه چهره‌های زیبای بی‌شماری دارد، همراه با زندگی مشترک و روزگار مشترک.
      عشق من چه حفره‌های خالی زیادی دارد.
      خاطره‌ای را در یاد دارم که امیدوارم همیشه همین‌طور بماند.
      اکنون از درون عاشقم و هنوز نفس می‌کشم،
      و عشق من در دستان اوست.
      به زودی به این باور می‌رسم که مي‌تواند عشقی پایدار باشد، چیزی که تمام عمر تمنّایش را داشتم.
      امّا چگونه ‌می‌توانم با این منطق که یک مرد هستم استدلال کنم؟.
      خیلی زود نیاز به در بر گرفتن او می‌یابم،.
      و کمی بعد سرد می‌شوم، سرد مثل سنگ.
      وقتی او ترکم مي‌کند مواجه شدن با تنها ماندن، سخت‌ و سخت‌تر می‌شود.
      و اکنون رویاهای من پر ازخاطرات زمانی‌‌ست که با هم بودیم .
      تنها چیزی که من از اون می‌خواهم عشقی پایدار است.
      و اکنون من عشقی پایدار را احساس می‌کنم.
      عشقی پایدار.
      حس می‌کنم.
      Love it has so many beautiful faces Sharing lives and sharing days
      My love it has so many empty spaces
      I'm sharing a memory now I
      hope that's how it stays
      Now I'm deep inside love and still breathing
      She is holding my heart in her hand
      I'm the closest I've been to believing
      this could be love forever
      All throughout my life the reasons I've demanded
      But how can I reason with the reason I'm a man
      Oh, oh yeah, ummm huh
      In a minute I'm needing to hold her
      In an hour I'm cold, cold as stone
      When she leaves it gets harder and
      harder to face life alone
      Now my dreams are filled with
      times when we're together
      Guess what I need from her is forever love
      Ooh, ooh yeah oooh umm
      Oh, oh yeah
      Now I feel forever love oooh
      Oh, I feel

      لينک مطلب نظرات
        سه شنبه، 13 آذر 1386  

      شراب تابستانی

      >خوب. این یه صفحه جدیده. یه صفحه برای اونهایی که گوش دادن به موسیقی جزو یکی از ضروری‌ترین عادت‌ها و مناسک روزانه‌شونه. یه چیزی در اندازه‌های غذاخوردن، نفس کشیدن و تماشای آسمان دم صبح وقتی که خورشید از پشت ابرهای سرمه‌ای کت‌و‌کلفت داره بالا می‌اد و لبه اونها رو نارنجی کرده. فعلاً قراره من این وظیفه دوست‌داشتنی و لذیذ رو به عهده بگیرم. برنامه‌مون هم به روز کردن این صفحه عصر هر پنجشنبه‌ست. آهنگ رو به همراه یه مطلب کوتاه در مورد خواننده، متن ترانه به زبان اصلی و یه ترجمه نصفه نیمه از ترانه به زبان پدری (زبان مادری من آذریه!) با فرمت swf می‌گذاریم اینجا. این فرمت رو برای این انتخاب کردم که با سرعت گازوییلی اینترنت تو این خراب شده مجبورم حجم موسیقی رو تا اونجایی که به کیفیت‌اش آسیب جدی وارد نشه کم کنم تا صفحه زود بالا بیاد و وسط گوش دادن به موسیقی عیش‌مون ضایع نشه و فعلاً swf بهترین گزینه ‌است. ترجمه کامل ترانه، یعنی از آب دراوردن همه ظرایف شعر و ردیف کردن قافیه و این‌ها، یه جورایی غیرممکن و شاید هم نشدنی‌ست. ما هم که ادعایی برای این کار نداریم. سعی می‌کنیم یه شناخت در مورد این که این یاروهه چی داره می‌گه و اینها بهتون بدم. گرچه من تا اندازه‌ای با ترجمه ترانه و اینکه" اون یاروهه چی داره می‌گه؟" و "تو که نمی‌فهمی اون چی داره می‌گه" مخالفم. شک دارم وقتی یه نفر داره به جیک‌جیک گنجشک‌ها که دم صبح تو حیاط دارند به‌هم دیگه می‌پرند گوش می‌ده و کیف می‌کنه واقعاّ‌ بدونه اونها چی دارند به همدیگه می‌گن. در حد وسع هاردمون و بخشش ولی‌نعمتون شبکه تورنت تا یه حدّی موسیقی سفارشی هم قبول می‌کنیم. تا چه پیش ‌آید و چه در نظر آید و چه در خاطر افتد و چه مقبول بیافتد یا اینکه نیافتدا
      این آهنگ اولین بار توسط نانسی سیناتراو لی هزل‌ووداجرا شده‌است. همچنین توسط خوانندگان دیگری از جمله بونو خواننده گروه U2و گروه The Corrs ، گروه Scooterو این اواخر هم به خاطر اجرای Ville Valo و Natalia Avelonدر فیلم Das Wilde Leben به سر زبان‌ها افتاده است. اسم فیلم به یک نهضت بی‌ناموسی! در سالهای دهه 60 آلمان اشاره داره که من شرمنده‌ام از توضیح بیشتر در این مورد! نانسی سیناترا دختر خواننده معروف و آنتیک آمریکایی Frank Sinatraست و در 8 ژوئن سال 1940 به دنیا آمده است. یکی از معروف‌ترین آهنگهایی که در ایران با آن معروف شده است Bang Bang است که در عنوان بندی فیلم kill Bill جلد یک کوئنتین جان! تارنتینو شنیده‌ایم.

      نانسی
      شراب تابستاني‌ام را با این‌‌ها انداخته‌ام
      توت فرنگی، گیلاس و بوسه‌ی فرشته‌ای در بهار...
      لی
      قدم به شهر گذاردم با جلنگ جلنگ همیز نقره‌ای به دست
      و آوازی می‌خواندم که تازه بر لبم آمده بود
      دخترک مهمیز نقره‌ای‌ام را دید و گفت: بیا تا کمی با هم باشیم
      تا به تو بدهم... از شراب تابستانی‌ام
      نانسی و لی
      آه... شراب تابستانی

      نانسی
      شراب تابستاني‌ام را با این‌‌ها انداخته‌ام
      توت فرنگی، گیلاس و بوسه‌ی فرشته‌ای در بهار...
      مهمیز نقره‌ات را درآور و یاری‌ام کن تا زمان بگذرد
      تا به تو بدهم... از شراب تابستانی‌ام
      نانسی و لی
      آه... شراب تابستانی
      لی
      پلک هام سنگین شدند و لب‌هایم یارای سخن گفتن نداشتند
      خواستم که برخیزم اما پاهایم را توان نبود
      باز اطمینانم داد با لبخندی غریب
      و بیشتر به من داد... از شراب تابستانی
      نانسی و لی
      آه... شراب تابستانی
      نانسی
      شراب تابستاني‌ام را با این‌‌ها انداخته‌ام
      توت فرنگی، گیلاس و بوسه‌ی فرشته‌ای در بهار...
      مهمیز نقره‌ات را درآور و یاری‌ام کن تا زمان بگذرد
      تا به تو بدهم... از شراب تابستانی‌ام
      نانسی و لی
      آه... شراب تابستانی
      لی
      بیدار که شدم، خورشید در چشم هایم می‌درخشید
      سرم انگار دوبرابر شده بود و نبود مهمیز نقر‌های‌ام
      دخترک مهمیز نقره‌ام را با چند سکه ریز و درشتم برده بود،
      و مرا تنها گذاشته‌بود با حسرت جامی دیگر از شراب تابستانی
      آه... شراب تابستانی
      NANCY
      Strawberries cherries and an angel’s kiss in spring
      My summer wine is really made from all these things
      LEE
      I walked in town on silver spurs that jingled to
      A song that I had only sang to just a few
      She saw my silver spurs and said lets pass some time
      And I will give to you summer wine
      Ohh-oh-oh summer wine
      NANCY
      Strawberries cherries and an angel’s kiss in spring
      My summer wine is really made from all these things
      Take off your silver spurs and help me pass the time
      And I will give to you summer wine
      Ohhh-oh summer wine
      LEE
      My eyes grew heavy and my lips they could not speak
      I tried to get up but I couldn’t find my feet
      She reassured me with an unfamiliar line
      And then she gave to me more summer wine
      Ohh-oh-oh summer wine
      NANCY
      Strawberries cherries and an angel’s kiss in spring
      My summer wine is really made from all these things
      Take off your silver spurs and help me pass the time
      And I will give to you summer wine
      Mmm-mm summer wine
      LEE
      When I woke up the sun was shining in my eyes
      My silver spurs were gone my head felt twice its size
      She took my silver spurs a dollar and a dime
      And left me cravings for more summer wine
      Ohh-oh-oh summer wine
      NANCY
      Strawberries cherries and an angel’s kiss in spring
      My summer wine is really made from all these things
      Take off your silver spurs and help me pass the time
      And I will give to you summer wine

      لينک مطلب نظرات

       1   تعداد بازديد کننده امروز
       101   تعداد کل بازديد کننده
         

        آرشيو
      مشخصات
      همه ستون کاغذي
      دالان سبز
      برسد به بخش مسابقه
      يكي بود و يكي نبود
        mail

      >
      if you were a sailboat*
      the famous blue raincoat
      kaghazi.com/flash/interlude.swf
      شکلات تلخ*
      Fabuleux destin d'Amélie Poulain, Le
      too late to apologize
      boat on the river
      Creep*
      dance me to the end of love*
      Dardayım
      the man who sold the world*
      forever love*
      hello*
      Lemon tree
      Losing my religion
      missing
      bang bang My baby shot me down
      *دیده دریا کنم
      La vie en rose
      Street Spirit (Fade Out)
      summer wine*
      Where do you think you're going?*
      yesterday when I was young
      you and your friend
      forever young*
      زمستون*