یکشنبه، 4 مرداد 1388  

نکته ی انحرافی!

اسفندیار رحیم مشایی

لينک مطلب نظرات
  یکشنبه، 24 خرداد 1388  

انا لله و انا علیه راجعون
...

لينک مطلب نظرات
  جمعه، 11 اردیبهشت 1388  

City Slickers + Ugly Truth
قراردادهای آدم ها!


میچ: زنها واسه س.ك.س كردن به دلیل نیاز دارن، ولی مردها فقط به جا.
***
پوستر فیلم "حقیقت زشت":
http://www.impawards.com/2009/posters/ugly_truth.jpg

گمونم توی یكی از فیلمای شاهكاره بیلی وایلدر هم همچین دیالوگ و موضوعی بیان شده... حافظه یاری نمی كند!.
بحث تقلید و دزدی ادبی و بی ادبی نیست؛ حرف اینه كه اینا بیتشر شبیه یه سری قراردادهای نانوشته س كه تمام مردها و زن ها خودشون رو ملزم به اجرایی كردن اهداف این پروسه می دونند كه البته در طول تاریخ بطور ناخواسته ای تكرار شده اند و می شوند و خواهند شد.

سعی كنید همیشه به قراردادهای مهم اجتماعی متعهد باشید.
(نبودید هم نبودید...)

لينک مطلب نظرات
  یکشنبه، 17 شهریور 1387  

فیلم کوتاهی درباره ی عشق (زنا مکنید)
عهد مودّت (دو دقیقه، بلکم بیشتر)


( روسپی و پسر جوان روبروی هم نشسته اند. دست های پسر روی ران های زن قرار گرفته. زن، پسر را تحریک می کند. پسر پریشان و گریان است. )

روسپی: عشق همش همینه! ... یه حوله تو حموم هست، برو خودتو بشور.

( پسر گریان از آنجا فرار می کند.)

*****
اربابی پیامی به نوکرش داد تا آن را به معشوقه ی زیبایش برساند.
نوکر به سرعت پیش بانوی زیبا رفت و بی مقدمه گفت :
اربابم قصد دارند با شما معاشقه کنند.
بانوی زیبا گفت: با همین وقاحت و بی شرمی گفت؟!
نوکر: نه نه... اصلا اینها را نگفت... ایشان چند غزل و قصیده برایتان سروده بودند که...
بانوی زیبا: نوکر احمق! پس چرا آنها را نخواندی؟!
نوکر: بانوی زیبا! آیا قصد اربابم از سرودن آنهمه شعر و قصیده و غزل ، جز هم بستری با شما بوده!؟

«نقل به مضمون ، احتمالا از سعدی»

لينک مطلب نظرات
  پنج شنبه، 24 مرداد 1387  

لِنی – باب فوسی
معقولات


تمام چیزی كه از یه زن میخوایم اینه كه تركیبی باشه از یك معلم سرخونه و یه فاحشه كه شبی 500 دلار می ارزه...

لينک مطلب نظرات
  شنبه، 8 تیر 1387  

تشابه ساختاری

خیلی وقته احساس می کنم شبیه روسپی هام.
شایدم یکی ازشونم... نمی دونم... مهم نیست...

لينک مطلب نظرات
  جمعه، 24 خرداد 1387  

Sin City
عادت گند (و جبری) تکرار شدن


جهنم اینه که هر روز صبح از خواب بیدار بشی و حتی ندونی چرا زنده ای...

لينک مطلب نظرات
  دوشنبه، 6 خرداد 1387  

یک اعتراف (بی شرمانه)

هيچ وقت به او و هيچكدام از پيشنهادهای وسوسه انگيز و بی شرمانه اش تن در نداده بودم،
اما او اصولی را كه من به آنها اعتقاد داشتم قبول نداشت و با لبخندی موذيانه می گفت:
اخلاقيات هم بستگی به زمان داره، خواهی ديد.

لينک مطلب نظرات
  پنج شنبه، 22 فروردین 1387  

قلعه ی متحرك هاول - هايائو ميازاكی

سوفی: يكی از بدیهای پير شدن اينه كه تو ديگه فرصتی برای از دست دادن نداری.

لينک مطلب نظرات
  دوشنبه، 12 فروردین 1387  

Match pOint
يه نوشابه (غير) الكلی هم روش!


ياد ميگيری چطور احساس گناه رو پنهون كنی...
و به زندگی ادامه بدی... مجبوری.
و الا اون تو رو خورد ميكنه.

لينک مطلب نظرات
  یکشنبه، 19 اسفند 1386  

شب های روشن - فرزاد موتمن
خيالِ آرامش


اينجا نميشه به كسی نزديك شد. آدما از دور دوست داشتنی ترن.
شايد ميترسم، شايد خيالاتی ام و ميترسم با پيدا كردن دوست مجبور شم دست از خيالبافی بردارم.
*****
روزا پياده روی فايده نداره.
صدا و نور و شلوغی، مزاحم خيالبافی آدمه.
بايد صبر كرد تا شب بشه...
*****
همش حرف... حرف... حرف...
حرفای خوب... حرفای قشنگِ بدرد نخور.

لينک مطلب نظرات
  پنج شنبه، 9 اسفند 1386  

جاپاهای ميخی

تاثير بيشتر آدم ها در زندگی ما، مثل رد پاهای روی برف می ماند؛
كم عمق و گذرا و فراموش شدنی؛
يا ردپاهای ديگر آنها را از بين می برد،
و يا به مرور خودشان از بين می روند.
...
و معدود آدم های تاثيرگذار هم، مثل ميخ توی ديوار هستند.
هنگامی كه مجبوری فراموش شان بكنی، به سختی از ديوار ذهنت كنده می شوند.
و تنها چيزیكه برايت باقی می ماند، يك زخم دردناك ابدی است.

لينک مطلب نظرات
  یکشنبه، 9 دی 1386  



لينک مطلب نظرات

 1   تعداد بازديد کننده امروز
 94   تعداد کل بازديد کننده
   

  آرشيو
مشخصات
همه ستون کاغذي
دالان سبز
برسد به بخش مسابقه
يكي بود و يكي نبود
  mail

مظنونین همیشگی
عقيق
هاله عابدین
حسین جعفریان
I.M.D.b
آسمون خراش
صنما
بدون عنوان